بیانیه «پلاتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان» درباره ائتلاف پنج حزب کوردستانی
«پلاتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان» در بیانیهای، ائتلاف پنج حزب کوردستانی را گامی تاریخی علیه تمرکزگرایی و تأکیدی بر شکلگیری قدرت از پایین دانست.
مرکز خبر- امروز شنبه ۹ اسفند، «پلاتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان» با انتشار بیانیهای تحلیلی ـ سیاسی، به شکلگیری ائتلاف پنج حزب کوردستانی واکنش نشان داد و این اقدام را «رویدادی تاریخی» در برابر سنت تمرکزگرایی در ایران توصیف کرد.
در این بیانیه، نویسندگان با تأکید بر چندملیتی بودن ایران، ائتلاف یادشده را نشانهای از امکان شکلگیری قدرت از پایین و خارج از چارچوبهای فردمحور و مرکزگرا دانستهاند. در متن بیانیه آمده است که سازماندهی مستقل ملل و نیروهای سیاسی در ایران همواره با برخوردهای امنیتی مواجه بوده و از همین رو، همگرایی اخیر احزاب کوردستانی اهمیتی فراتر از یک ائتلاف حزبی دارد.
پلاتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان همچنین در این بیانیه به شرایط بحرانی کنونی ایران ـ از جمله بحران اقتصادی، تنشهای منطقهای، تهدیدهای نظامی و کاهش مشروعیت سیاسی ـ اشاره کرده و هشدار داده است که در نبود سازماندهی مردمی، امکان تحمیل سناریوهای اقتدارگرایانه یا توافقات پشتپرده افزایش مییابد.
در بخش دیگری از این بیانیه، بر نقش و جایگاه زنان در فرآیندهای سیاسی تأکید شده و نسبت به استفاده ابزاری از حضور نمادین زنان در پروژههای اقتدارگرا هشدار داده شده است.
این بیانیه در پایان بر ضرورت شکلگیری شبکهای گسترده از اتحادهای مستقل میان احزاب، تشکلهای مدنی، نیروهای اجتماعی و نمایندگان ملل مختلف ایران تأکید کرده و «قدرت از پایین» را تنها مسیر جلوگیری از بازتولید استبداد دانسته است.
در ادامه، متن کامل این بیانیه آمده است:
ائتلاف ۵ حزب کردستانی؛ شکستن ستون تمرکزگرایی و پاسخی به بحران تاریخی ایران
ائتلاف پنج حزب کردستانی یک رویداد عادی حزبی نیست؛ این اقدام ضربهای مستقیم به ستون تاریخی تمرکزگرایی در ایران است. در سرزمینی چندملیتی که کرد، ترک، بلوچ، عرب، لر و دیگر ملل ساکن آن هر یک با حافظه تاریخی، زبان و فرهنگ خود زیستهاند، هرگونه سازماندهی مستقل و جمعی همواره با برچسب امنیتی مواجه شده است. دقیقاً به همین دلیل است که این ائتلاف اهمیت تاریخی دارد: زیرا نشان میدهد قدرت میتواند از پایین شکل بگیرد، بدون اجازه گرفتن از سلطنت، بدون امضای مرکز، و بدون فرمان ملوکانه.
واکنش رضا پهلوی به این ائتلاف چیزی جز بازتولید همان منطق صدساله تمرکز، کنترل و امنیتیسازی نیست. در «دفترچه اضطرار» او که برای دوران گذار مطرح شده، سخن از «صلح از طریق قدرت» و همکاریهای امنیتی با کشورهای همسایه برای مهار «اغتشاش» به میان میآید. این ادبیات برای مردم ایران ناآشنا نیست؛ همان واژگانی است که جمهوری اسلامی برای سرکوب اعتراضات به کار میبرد و همان منطقی است که در دوره پهلوی اول و دوم برای خاموش کردن صداهای مستقل و ملی به کار گرفته شد. تغییر نامها، ماهیت پروژه را تغییر نمیدهد.
تمرکزگرایی در ایران همواره با یک الگوی ثابت عمل کرده است: ملل باید مطیع باشند، تنوع باید کنترل شود، و هرگونه سازماندهی مستقل تهدید تلقی گردد. از لرستان و بلوچستان تا خوزستان و آذربایجان، پیام حکومتهای تمرکزگرا یکی بوده است؛ یا در چارچوب تعریفشده مرکز حل شوید یا به عنوان مسئلهای امنیتی شناخته خواهید شد. انقلاب ۱۳۵۷ نیز، اگرچه علیه سلطنت شکل گرفت، اما در قالبی مذهبی همان منطق فردمحور و تمرکزگرا را بازتولید کرد و نتیجه آن انسداد سیاسی، حذف ملیتها و سرکوب گستردهتر بود.
اما اهمیت ائتلاف پنج حزب کردستانی زمانی دوچندان میشود که آن را در بستر شرایط بحرانی امروز ایران ببینیم. کشور در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. سایه جنگ، تهدیدهای نظامی، تنشهای منطقهای، بحران اقتصادی عمیق و فروپاشی مشروعیت سیاسی، ایران را به وضعیت شکنندهای رسانده است. در چنین شرایطی، خطر تنها ادامه وضع موجود نیست؛ خطر بزرگتر، انتقال قدرت مهندسیشده از بالا، مداخله بیرونی، یا بازسازی اقتدارگرایی در قالبی تازه است.
تجربه منطقه نشان داده است که در خلأ سازماندهی مردمی، آینده کشورها نه در میدان مشارکت عمومی بلکه در توافقات پشتپرده امنیتی و منطقهای تعیین میشود. اگر نیروهای سیاسی مستقل و ملل ساکن ایران متشکل نباشند، پروژههای تمرکزگرایانه یا سناریوهای وابسته به بیرون میتوانند خود را به عنوان «تنها گزینه ممکن» تحمیل کنند. در چنین لحظهای، ائتلاف پنج حزب کردستانی یک اقدام پیشدستانه تاریخی است؛ اعلام این واقعیت که پیش از آنکه درباره ما تصمیم بگیرند، خود تصمیم خواهیم گرفت.
واکنشهای عصبی و تهدیدآمیز پس از انتشار بیانیه ائتلاف نشان داد که پروژه سلطنتطلبی بیش از آنکه بر پایگاه اجتماعی استوار باشد، بر شبکهای از تمجیدهای درونگروهی و بازتولید رسانهای تکیه دارد. حلقههای خودی با تحسینهای اغراقآمیز تصویری مصنوعی از «رهبر آینده» میسازند، اما این تصویر در برابر سازماندهی واقعی و جمعی فرو میریزد. قدرتی که از پایین شکل نگیرد، ناگزیر به امنیتیسازی و تهدید پناه میبرد.
مدافعان سلطنت میکوشند خود را بدیل جمهوری اسلامی معرفی کنند، اما وقتی زبان و منطقشان همان زبان «مهار»، «اغتشاش» و «قدرت سخت» است، تفاوت در کجاست؟ اگر پاسخ به کنش سیاسیِ سازمانیافته و جمعی، وعده همکاری امنیتی و سرکوب باشد، این نه گذار به دموکراسی بلکه بازسازی همان ساختار اقتدارگرای گذشته است.
در این میان، نقش زنان و نحوه استفاده ابزاری از آنان در پروژههای اقتدارگرا نیز قابل تأمل است. تجربه تاریخی نشان داده است که حکومتهای تمرکزگرا گاه از حضور نمادین زنان برای کسب مشروعیت استفاده میکنند، در حالی که ساختار تصمیمگیری همچنان در انحصار منطق امنیتی باقی میماند. هر پروژهای که مشارکت واقعی و مستقل زنان را به رسمیت نشناسد و آنان را به ابزار نمایش تبدیل کند، در نهایت همان چرخه سلطه را بازتولید خواهد کرد.
ائتلاف پنج حزب کردستانی صرفاً یک همگرایی منطقهای نیست؛ این حرکت یک پیام ملی دارد. اگر دیگر احزاب، تشکلهای مدنی، نیروهای زنان، کارگران، دانشجویان و نمایندگان سایر ملل نیز به سمت ائتلافهای واقعی، افقی و مستقل حرکت کنند، امکان مصادره آینده ایران توسط پروژههای فردمحور یا سناریوهای تحمیلی به حداقل خواهد رسید. تنها شبکهای گسترده از اتحادهای مستقل میتواند هم در برابر جنگ و مداخله بایستد و هم مانع بازتولید استبداد در لباسی تازه شود.
تجربه تاریخی ایران روشن کرده است که تمرکز قدرت فردی، اگر حتی ثباتی ظاهری ایجاد کند، در بلندمدت به انفجار اجتماعی میانجامد. انسداد سیاسی، سرکوب فرهنگی و حذف صداهای مستقل هزینهای است که جامعه ایران بارها پرداخت کرده است. اکنون، با شکلگیری این ائتلاف، فرصتی برای شکستن این چرخه فراهم شده است.
ائتلاف پنج حزب کردستانی پرچم یک مسیر تازه را برافراشته است: مسیری که در آن ایران نه یک مرکز فرماندهی، بلکه شبکهای از ارادههای آزاد و برابر است. این اقدام تهدیدی برای ایران نیست؛ تهدیدی برای استبداد است. و دقیقاً به همین دلیل با هراس و تخریب مواجه میشود.
امروز پرسش اصلی این نیست که چه کسی تاج بر سر خواهد گذاشت؛ پرسش این است که آیا ایران بار دیگر به دام تمرکزگرایی فردمحور خواهد افتاد یا مسیر مشارکت جمعی و توزیع قدرت را انتخاب خواهد کرد. پاسخ به این پرسش، در سازماندهی و اتحاد نهفته است. ائتلاف کردستانیها نشان داده است که این مسیر ممکن و عملی است. اکنون نوبت دیگر نیروهای آزادیخواه، احزاب سیاسی، تشکلهای مدنی و نمایندگان ملل مختلف است که با عبور از پراکندگی، این مسیر را تقویت کنند.
قدرت از پایین میآید؛ نه از فرمان ملوکانه، نه از دفترچههای اضطرار، و نه از بازسازی نوستالژی یک گذشته تمرکزگرا. آینده ایران تنها با شبکهای از اتحادهای واقعی، با احترام به تکثر ملیتی و با سازماندهی مستقل شکل خواهد گرفت. در سایه بحران و تهدید جنگ، این اتحاد دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت تاریخی است.