ایستادگی در برابر استبداد؛ بیانیه مشترک فعالان ۵ دانشگاه بزرگ
فعالان دانشجویی پنج دانشگاه بزرگ تهران با صدور بیانیهای مشترک، بر تداوم ایستادگی در برابر اقتدارگرایی تأکید کردند.
مرکز خبر- خبرنامه دانشگاهی / فعالان دانشجویی پنج دانشگاه بزرگ تهران (شامل دانشگاههای تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، علم و صنعت و تربیت مدرس) با صدور بیانیهای مشترک، ضمن تحلیل وضعیت کنونی جامعه و دانشگاه، بر تداوم ایستادگی در برابر هرگونه اقتدارگرایی تاکید کردند.
در این بیانیه که با نگاهی به بحرانهای انباشتهشده ملی از جمله فقر، نابرابری و ستمهای جنسیتی و طبقاتی تنظیم شده، نویسندگان بر نقش تاریخی دانشگاه به عنوان «سد محکم در برابر ارتجاع» تاکید کردهاند. دانشجویان در این متن تحلیلی، سیاستهای حاکم بر دانشگاه را تلاشی برای «اختهسازی سیاسی» و تبدیل این نهاد آموزشی به یک «بنگاه اقتصادی منفعل» از طریق پولیسازی آموزش توصیف کردند.
بخش کلیدی این بیانیه به مرزبندی صریح با جریانهای مختلف قدرت اختصاص دارد. فعالان دانشجویی با بازخوانی شعارهای برخاسته از بطن دانشگاه، بر استقلال جنبش دانشجویی تاکید کرده و اعلام داشتند که راه رهایی ایران از مسیر همبستگی آحاد ملت و عبور از جمهوری اسلامی، سلطنت پهلوی و سازمان مجاهدین خلق میگذرد.
در این متن، نویسندگان بر ضرورت «کنشگری ایجابی» تاکید کرده و خاطرنشان ساختند که جنبش دانشجویی باید با صورتبندی مطالبات مردم، به دنبال آیندهای مبتنی بر آزادی، برابری و پایان ستم جنسیتی باشد؛ فردایی که در آن از حجاب اجباری، اعدام و گفتمان ولایت فقیه خبری نباشد.
این بیانیه در پایان با فراخوان مردم به حرکت و عمل، بر این نکته تاکید میکند که سرنوشت ایران نباید به دست نیروهای تکنفره سپرده شود، بلکه باید به دست خود مردم و با تکیه بر نهادهای دموکراتیک رقم بخورد.
متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بیانیه مشترک فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم وصنعت و تربیتمدرس در همراهی با اعتراضات سراسری؛ سالهاست حاکمان از دانشگاه هراسیدهاند و با سرکوب و فرسودگی به جانش افتادهاند. امروز نیز بحرانها روی هم انباشته شدهاند: فقر، نابرابری، ستم طبقاتی، ستم جنسیتی، فشار بر ملتها، بحران آب و محیطزیست. همه محصول مستقیم سیستمی فاسد و فرسوده است؛ نماد عریان سیاست سرکوبی که بهویژه پس از جنبشهای گوناگون اجتماعی چهره خونخوار خود را در آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» آشکارتر کرده است.
سیاست حاکمیت در قبال دانشگاه هم از این الگوی سرکوب تبعیت میکند؛ تهیکردن آن از هر عنصر سیاسی و نقادانهای و بدلکردن دانشگاه به میدانی اخته که جولانگاه مزدوران شبهنظامی بسیجی شدهاست. تلاشهای بیوقفه وزارت علوم و روسای دانشگاهها برای پولیسازی آموزش و حذف هرگونه خدمات رفاهی همه در راستای تبدیل دانشگاه از نهادی سیاسی و دغدغهمند به بنگاهی اقتصادی و منفعل است. با این همه، دانشگاه بار دیگر خاطرنشان کرد که در برابر استبداد ایستاده و در تاریکترین بزنگاههای تاریخ، چه در پهلوی و چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادیخواهی و برابریطلبی سربلند بیرون آمده است. دانشگاه همواره سدی محکم در مقابل هر شکل از نهادهای باستانی مرتجع بوده و بانگ ترقیخواهی خود را هر روز از دیروز رساتر ساختهاست.
دانشجو فرزند همین تاریخ است. طبیعی است که شعارهایی چون «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» از دل دانشگاه برخیزد و «زن، زندگی، آزادی» چنین طنین افکند. این فشارها گرچه سرعت رشد گفتوگوی آزاد و نقد رادیکال را کاسته و حتی بحث درباره تبعیض جنسیتی و حق زیست آزادانه را بارها عقب رانده، اما آن را خاموش نکرده است. دانشگاه امروز قلب تپندهی پیوند میان آراء متکثر است. دانشگاه و دانشجو در مقابل هیچ نهاد اقتداری سر خم نمیکند. مشتهای گره شدهای که فریاد میزنند «مرگ بر دیکتاتوری» خطابشان هر شکلی از اقتدارگرایی و دیکتاتورمنشی موجود و ناموجود است.
دانشگاه امروز بار دیگر با تاکید بر همان «نه»ی تاریخی در خیزش زن، زندگی آزادی، علیه دوگانههای کاذب در کنار مردم میایستد و همراه با آنان گام برمیدارد. آنچه اکنون ضرورت دارد همبستگی آحاد ملت در مقابل جمهوریاسلامی، سلطنت پهلوی و مجاهدین خلق است. صدای ملت بودن از همین جا معنا پیدا می کند، اما این همبستگی نباید دانشگاه را از بیان صدای خود محروم کند. ما تلاش میکنیم در گفت و گویی درونی به وجوه ایجابی و تخیل جمعی برای فردای ایران برسیم؛ فردایی که آزادی و برابری همراه هستند و رهایی زنان و پایان ستم جنسیتی، پیشران تغییر است.
تغییراتی که به میانجی نهادهای دموکراتیک همگام با تضعیف ساختارهای سلطه و استثمار رخ خواهند داد. فردایی که بدون اصول و گفتمانهای ولایت فقیه، حجاب و اعدام فراخواهد رسید و ما عینیتیافتگی آزادی و برابری را تجربه خواهیم کرد.
جنبش دانشجویی با تخیلی تحولخواهانه به دنبال آیندهای رها از استبداد است و به هیچ شکلی از اقتدارطلبی تن نخواهد داد. امروز پیشروی ما نیازمند در دست داشتن طرحی نو است. بحرانهای جامعه و عدمشایستگیِ تمام طرفهای مخالف جمهوری اسلامی، ما را به نقطهای رسانده که ادعا میکنیم جنبش دانشجویی نیازمند کنشگری ایجابی است. یعنی به اقتضائات زمانه پاسخ دهد، با مطالبهگری مردم و اقشار مختلف همراهی کند و فرآیندهای برآورده شدن مطالبات را صورتبندی کند.
مردم ایران! امروز همه ما در «نه» به جمهوری اسلامی باید متفقالقول باشیم. هیچکس از فردای نیامده خبر ندارد و هیچ نیروی تکنفرهای هم سرنوشت ما را رقم نخواهد زد. اما یکچیز مسلم است؛ وقت حرکت است، هنگام عمل است. باید به پا خیزیم و سرنوشتمان را به دست خویش بنویسیم. فرزندان ایران از خیابانهای دانشگاه.
انتشار مشترک بیانیه در: دانشگاه تهران-دانشجو و مطالبه صنفی مستقل دانشجویان بهشتی