«اسلام دموکراتیک یک پروژه اخلاقی است، نه ابزاری برای سلطه»

هدی کایا، رئیس پیشین کنگره اسلام دموکراتیک، در کنگره مزوپوتامیا تأکید کرد که دین باید به جوهر واقعی خود بازگردد و صلح، عدالت و حقوق انسانی اساس آن باشد، و زنان نقش کلیدی در ساخت صلح واقعی دارند.

 

دیلان آیدین

آمد- کنگره اتحادیه مطالعات اسلام در مزوپوتامیا روز پنج‌شنبه ۲۵ دسامبر در شهر آمد در باکور کوردستان با حضور سیاستمداران، فعالان جامعه مدنی و رؤسا و اعضای انجمن‌های مرتبط با فدراسیون از شهرهای مختلف برگزار شد. در این کنگره تأکید شد که دین از جوهر واقعی خود فاصله گرفته و به ابزاری تبدیل شده که برای اهداف دیگر مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.

هدی کایا، رئیس پیشین کنگره اسلام دموکراتیک، در سخنان خود در این کنگره بیان کرد که این کنگره در منطقه‌ای برگزار می‌شود که هزاران سال پایه‌ای برای ساخت جامعه بوده است: «این سرزمین همیشه مرکز زندگی، فرهنگ و سیاست بوده است، جایی که جنگ‌ها و صلح اثرات عمیقی از خود بر جای گذاشته‌اند». او افزود: «مزوپوتامیا دارای ریشه‌های تاریخی عمیق است و دروازه‌ای برای ایمان، قصه‌ها و جستجوی حقیقت محسوب می‌شود.»

او اشاره کرد که طی هزاران سال شعار غالب جنگ و پیروزی بوده و مردم با فجایع بزرگی مواجه شده‌اند. بسیاری از آیات دینی به شعار تبدیل شده، دعا به ابزار بسیج بدل شده و ایمان به وسیله‌ای برای قدرت تبدیل شده است: «ایمان ابزارهای سرکوب، توجیه، ترس و سلطه را به نیروهای بزرگ تبدیل کرد و هزینه آن همیشه توسط فقرا، زنان، کودکان و مردم ستم‌دیده پرداخت می‌شد.»

هدی کایا ادامه داد: «امروزه، در قرن بیست و یکم، صداهایی از این سرزمینی که ایمان از آن برخاسته، بلند می‌شوند و می‌گویند که آینده جوامع نباید جنگ، درد یا فاجعه باشد و ایمان نباید به ابزاری برای ظلم تبدیل شود و پیروزی وسیله‌ای برای سلطه نباشد. ارزش‌های انسانی باید اساس باشند. وقتی ایمان از ریشه، روح و پایه اخلاقی خود جدا شود، تحریف می‌شود و جامعه‌ای شکلی بدون وجدان و دینی بدون عدالت در عمل شکل می‌گیرد. امروز اینجا هستیم تا در برابر این واقعیت بایستیم و هدف ما این است که دین، اخلاق و عدالت را در کنار هم قرار دهیم، زیرا این سه ارزش از هم جدا نیستند و یکدیگر را کامل می‌کنند.»

او تأکید کرد که اسلام دموکراتیک تنها یک شعار یا دسته‌بندی نیست، بلکه یک پروژه اخلاقی است که بر حفاظت از جوهر دین در برابر سوءاستفاده تکیه دارد: «جوهر اسلام بر سلطه یک طرف بر طرف دیگر استوار نیست، بلکه بر حفظ کرامت انسانی، تضمین حقوق، گفتن حقیقت، کنترل قدرت و تحقق عدالت برای همه بنا شده است.»

 

اسلام مرتبط با صلح است

او معتقد است که ایمان زمانی تحقق پیدا می‌کند که محدود به دولت نشود، بلکه وقتی با وجدان انسانی مرتبط شود، به زندگی واقعی تبدیل می‌شود: «دین نباید به ابزاری برای اطاعت کورکورانه تبدیل شود، بلکه باید وسیله‌ای برای حفاظت از حقیقت و استمرار آن باشد، به‌گونه‌ای که به جامعه سود برساند و آگاهی و روشنایی ببخشد». او اشاره کرد که بزرگ‌ترین فاجعه انسانی امروز این است که به نام دین سخن گفته می‌شود در حالی که عدالت خاموش است، حقوق سرکوب می‌شوند و مردم برای یکدیگر مستعبد می‌شوند: «ما این را دینداری نمی‌نامیم، بلکه دینداری شکلی است، زیرا ایمان واقعی اجتماعی نیست، بلکه سوءاستفاده از دین و تبدیل آن به ابزاری برای سلطه است.»

او در ادامه به مفهوم «صلح» پرداخت و گفت: «صلح تنها یک مسئله سیاسی نیست، بلکه پیش از هر چیز یک مسئولیت اخلاقی است. در فرهنگ و تاریخ اسلامی، نام و هدف اسلام با صلح مرتبط است؛ صلح نه تنها به معنای پایان درگیری‌هاست، بلکه شفای دل‌ها و جامعه نیز هست. صلح سکوت نیست، بلکه گفت‌وگویی است بر اساس حقیقت‌ها و نه فراموشی، بلکه احیای عدالت.»

هدی کایا توضیح داد که زبان صلح بر پایه انکار نکردن دردها و تکیه بر رحمت به جای انتقام استوار است: «امروز موضوع صلح در مسئله کوردها مطرح می‌شود و احتمال‌های آن بر اساس اصول قانونی و سیاسی بررسی می‌شود. با وجود بحث‌ها درباره تمدید فعالیت کمیته‌ها، هنوز در اقدامات عملی برای صلح نقض‌هایی رخ می‌دهد و اغلب به اعلامیه‌های رسمی اکتفا می‌شود، بدون مشارکت واقعی از سوی طرف‌های مدنی و سیاسی.»

 

یک مسئله بنیادی مربوط به عدالت و حقوق

هدی کایا تأکید کرد که مسئله کوردها تنها یک موضوع طبقه‌بندی یا شعار نیست، بلکه یک مسئله بنیادی است که به عدالت و حقوق مربوط می‌شود: «زبان، هویت و مطالبات دموکراتیک را نمی‌توان با اعلامیه‌های ظاهری حل کرد، بلکه باید عدالت را پایه حل قرار داد». او افزود: «صلح تنها با باز کردن میز مذاکره ساخته نمی‌شود، بلکه به آمادگی اخلاقی جامعه نیز نیاز دارد؛ صلح زمانی محقق می‌شود که توهین‌ها کاهش یابد، گفتار انسانی تقویت شود و اولین قدم‌ها با رفع تبعیض حتی در مراسم تدفین آغاز شود.»

او معتقد است که صلح تنها وظیفه دولت و نهادها نیست، بلکه کار جامعه و خانواده نیز هست: «وقتی درباره مقاومت صحبت می‌کنیم، بر زندگی بدون خشونت تأکید می‌کنیم و بر انتخاب زندگی شرافتمندانه پافشاری می‌کنیم. انسان نباید ظلم بیاموزد، نباید بدون حقوق و امنیت زندگی کند و باید ترس را با ارزش‌های اخلاقی شکست دهد. حمایت و همبستگی تنها به معنای شریک شدن در دردها نیست، بلکه تلاش برای کاهش آنهاست؛ ما آگاهی از دردها را امانتی در گردن خود می‌دانیم».

هدی کایا تأکید کرد که زنان بیشترین رنج را از پیامدهای جنگ متحمل می‌شوند و بنابراین بیشترین توانایی را برای ساخت صلح واقعی دارند: «زنان صلح را صرفاً یک نتیجه سیاسی نمی‌بینند، بلکه آن را اساس زندگی می‌دانند. در فرآیند صلح، آنها نه فقط نماد بلکه صداهای اساسی هستند که باید به رسمیت شناخته شوند. باید تأکید کنیم که ایمان و پیروزی ابزار سلطه نیستند و این واقعیت باید تغییر کند. باید زبان گفتار را از نفرت آزاد کنیم و آن را به خانه‌ای برای رحمت تبدیل کنیم و احتمالات صلح را بر پایه اخلاق و پاکی قرار دهیم، نه محاسبات محدود.»

او همچنین خواستار شد که صدای عدالت جایگزین صدای جنگ شود و همبستگی به نیروی مؤثر تبدیل شود، نه به یک تراژدی مشترک.