افزایش تلفات انسانی در ششمین روز اعتراضات دی ۱۴۰۴؛ کشتار با سلاح جنگی، بازداشتهای گسترده
در ششمین روز اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، منابع حقوق بشری از کشته شدن بیش از ۷ نفر با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی، ۳۵ زخمی و ۱۳۴ بازداشت خبر دادهاند.
مرکز خبر- طبق گزارش منابع حقوق بشری، در ششمین روز اعتراضات سراسری در شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴(۳ ژانویه ۲۰۲۶)، که اکنون بیشتر از ۷۲ شهر را دربرگرفته است، بیش از ۷ شهروند، از جمله حداقل یک کودک، بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای امنیتی کشته شدهاند. همچنین تاکنون ۳۵ نفر مجروح و ۱۳۴ نفر بازداشت شدهاند.
این آمار که همچنان در حال افزایش است، نشاندهنده استفاده سازمانیافته از خشونت مرگبار علیه معترضان است؛ موضوعی که نگرانی نهادهای بینالمللی حقوق بشر را نیز برانگیخته است. گزارشها حاکی از آن است که در برخی مناطق، نیروهای امنیتی از فاصله نزدیک و بدون هشدار قبلی، به سمت مردم شلیک کردهاند. وضعیت زخمیها بحرانی گزارش شده و شماری از آنها در بازداشتگاهها از دسترسی به خدمات درمانی محروماند.
همزمان با گسترش اعتراضات سراسری و اعتصابات گسترده در دهها شهر، حکومت با قطع اینترنت و ایجاد محدودیتهای شدید ارتباطی، تلاش میکند روند اطلاعرسانی و انتقال اخبار واقعی را مختل کند. در شرایطی که مردم در خیابانها جان میدهند، خانوادهها پیکر عزیزانشان را دفن میکنند یا بیوقفه پیگیر وضعیت بازداشتشدگان هستند، رسانههای رسمی و حکومتی با سانسور و بیاعتنایی، به پخش خبرهایی بیربط چون وضعیت آبوهوا، رقابتهای ورزشی یا جدول فروش فیلمها مشغولاند.
این شکاف عمیق میان واقعیت خیابان و روایت رسانهای، نهتنها بیاعتمادی عمومی را تشدید کرده، بلکه نشاندهنده انزوای رسانههای رسمی از بدنه جامعه و ناتوانی ساختار حاکم در پاسخ به بحرانهای واقعی است. در حالیکه ایران در یکی از ملتهبترین مقاطع سیاسی و اجتماعی خود قرار دارد، حکومت با بیتوجهی آگاهانه به خواستهای مردم، همچنان بر سیاست انکار، سرکوب و اختناق رسانهای پافشاری میکند.
درواقع خیزش اعتراضی که شش روز پیش از تهران و در واکنش به سقوط ارزش ریال و اعتراض بازاریان آغاز شد، بهسرعت به شهرهای مرکزی، لرستان و روژهلات کوردستان گسترش یافته است. منابع حقوق بشری و ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، از سرکوب خشونتبار، استفاده از سلاح گرم و درگیریهای پراکنده در مناطق مختلف خبر میدهند. در شهرهایی چون کوهدشت، گزارشهایی از کشته شدن معترضان و خاکسپاری شبانه آنان منتشر شده است.
گزارشهای منابع مستقل، اپوزیسیون و ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که از بامداد شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ (۳ ژانویه ۲۰۲۶)، اعتراضات و اعتصابها در دهها شهر ایران ادامه یافته و با سرعت از تهران به سایر استانها گسترش پیدا کرده است. بر اساس مستندسازی رسانههای مستقل با اتکا به تصاویر، ویدئوها و روایت شاهدان عینی، موج اعتراضی دیگر محدود به کلانشهرها نیست و اکنون بسیاری از شهرستانها و مراکز استانی را نیز دربر گرفته است.
گزارشها از شهرهایی چون کوهدشت و چند منطقه دیگر حاکی از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی، مجروحشدن معترضان و کشتهشدن دستکم چند نفر است. در حالی که حقوقدانان و نهادهای حقوق بشری محلی در حال مستندسازی این وقایعاند، در بسیاری از مناطق هنوز اطلاعات رسمی و مستقل پزشکی یا حقوقی برای تأیید نهایی تعداد قربانیان در دست نیست.
همزمان، گزارشهای متعددی از بازداشتهای گسترده و هدفمند، بهویژه علیه فعالان محلی و دانشجویان منتشر شده است. منابع مستقل هشدار دادهاند که آمارهای موجود درباره کشتهها و بازداشتشدگان اولیه، پراکنده و گاه متناقض است.
نقش روژهلات در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
در میانه موج جدید اعتراضات سراسری که بیش از ۷۲ شهر را دربرگرفته، اما از غیبت نسبی خیابانهای روژهلات کوردستان گفتن نسبت نزدیکی با واقعیت ندارد چون روژهلات کوردستان پویاییهای سیاسی-اجتماعی خاص خود را دارد. در اعتراضات ژن، ژیان، ئازادی شهرهای میانی روژهلات کوردستان مانند سنه، مهاباد، دیواندره، جوانرود، سقز و بوکان ...مرکز تحولات اعتراضی و همزمان هدف سختترین سیاستهای سرکوب بودند. در مناطق جنوبی روژهلات شهرهایی مثل اسلام آباد غرب(شاباد) و به خصوص آبدانان نقطه عطف جدیدی از اعتراضات را در این نواحی رقم زدند. در اعترضات دیماه ۱۴۰۴ اما از کرماشان تا مناطق لک و لرستان صحنه اعترضات گستردهای بوده و تا این لحظه بازداشتیهای زیادی هم ثبت شده و فضای اکثر شهرها امنیتی گزارش شده است. از این منظر روژهلات کوردستان با تمام پویاییهایی سیاسی و مواضع و استراتژیهای خود همیشه میداندار اعتراضات سیاسی بوده است. یک بار سنه، بار دیگه کرماشان یا اورمیه.
موجسواری سلطنتطلبان بر خیزش مردم؛ هشداری برای حافظان تنوع ملی
در میانهی اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ که صدای مطالبات مردمی از دهها شهر ایران بلند شده، جریانهای سلطنتطلب در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور کوشیدهاند اعتراضات را به پروژهای سیاسی برای احیای چهره رضا پهلوی، شاهزاده در تبعید، تبدیل کنند. آنان تلاش دارند او را به عنوان «بدیل رهبری» معرفی کنند؛ حرکتی که از سوی بسیاری از کنشگران مناطق غیرفارس، بهویژه کوردها، نهتنها فاقد مشروعیت بلکه تهدیدی علیه تاریخ مبارزات برابریطلبانه و هویتهای بهحاشیهراندهشده تلقی میشود.
از نگاه کوردها و دیگر ملتهای تحت ستم در ایران، بازگشت به سلطنت یادآور سرکوب زبان، فرهنگ، و خواست خودمختاری در دوران پهلوی است؛ دورهای که با میلیتاریسم، انکار هویتها و خشونت سیستماتیک علیه خواستهای دموکراتیک همراه بود. نهادهای سیاسی و رسانهای کورد تاکنون با احتیاط نسبت به تحولات اخیر برخورد کردهاند و هشدار دادهاند که پروژهی تحمیل چهرههای خارجنشین بر جنبشهای ریشهدار داخلی، نوعی مصادرهی اعتراضات به سود یک گفتمان مرکزگرای دیگر است.
برخی از فعالان میگویند همانگونه که مردم از جمهوری اسلامی عبور کردهاند، از سلطنت و بازتولید استبداد تاریخی نیز عبور کردهاند. آنها تأکید دارند رهبری جنبش باید از دل مطالبات واقعی، مشارکت مستقیم و تنوع نیروهای درگیر در اعتراضات برخیزد، نه با تبلیغات رسانهای و بر پایه نوستالژیهای سلطنتمحور.