ادعای «هاب غذایی» در سایه افت تولید و وابستگی شدید ایران به واردات غلات

در حالی که تولید غلات در ایران کاهش یافته و وابستگی به واردات به حدود نیمی از نیاز داخلی رسیده است، مقام‌های دولت ایران از تبدیل کشور به «هاب غذایی منطقه» سخن می‌گویند؛ ادعایی که با واقعیت تورم سنگین مواد غذایی و ضعف زیرساخت‌های لجستیکی همخوانی ندارد.

مرکز خبر- در حالی که اقتصاد ایران با تورم سنگین مواد غذایی، افت تولید داخلی و وابستگی فزاینده به واردات غلات روبه‌رو است، وزیر جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی ایران از امکان تبدیل ایران به «هاب غذایی منطقه» سخن گفته است؛ ادعایی که در تضاد آشکار با شاخص‌های بین‌المللی، داده‌های تولیدی و وضعیت زیرساخت‌های لجستیکی کشور قرار دارد. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که بازار غذا در ایران با فشار بی‌سابقه قیمت‌ها و کاهش توان تولید داخلی مواجه است و فاصله میان روایت رسمی و واقعیت اقتصادی بیش از گذشته نمایان شده است.

 

تناقض میان ادعا و واقعیت تولید کشاورزی

اظهارات وزیر جهاد کشاورزی بر ظرفیت‌های جغرافیایی ایران، دسترسی به آب‌های آزاد و موقعیت ترانزیتی کشور در کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب تکیه دارد؛ اما این ظرفیت‌ها سال‌هاست در سطح برنامه و شعار باقی مانده‌اند و به یک شبکه کارآمد تجاری و لجستیکی تبدیل نشده‌اند.

در عمل، بخش قابل توجهی از این کریدورها هنوز به‌طور کامل عملیاتی نشده یا از کارایی لازم برخوردار نیستند. کارشناسان حوزه حمل‌ونقل نیز بارها تأکید کرده‌اند که زیرساخت‌های لجستیکی ایران نه‌تنها با استانداردهای منطقه‌ای فاصله دارد، بلکه در برخی شاخص‌ها حتی از کشورهای کم‌برخوردارتر نیز عقب‌تر است.

 

جایگاه ضعیف ایران در شاخص‌های لجستیک جهانی

بر اساس ارزیابی‌های بانک جهانی در شاخص عملکرد لجستیک، ایران در زمینه کارایی حمل‌ونقل، گمرک و زنجیره تأمین در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. در برخی رتبه‌بندی‌ها، ایران حتی پایین‌تر از کشورهایی مانند افغانستان گزارش شده است؛ موضوعی که با ادعای تبدیل شدن به «هاب منطقه‌ای» در تضاد جدی قرار دارد.

این ضعف ساختاری باعث شده ایران نتواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود به‌عنوان یک مزیت اقتصادی پایدار استفاده کند و در عمل، بخش مهمی از ظرفیت ترانزیتی کشور بلااستفاده باقی بماند.

 

ترانزیت محدود در میان رقابت شدید منطقه‌ای

طبق آمارهای گمرکی، ایران با وجود هم‌مرزی با ۱۵ کشور زمینی و دریایی، سالانه حدود ۲۰ میلیون تن ترانزیت کالا ثبت می‌کند؛ رقمی که بخش قابل توجهی از آن نیز مربوط به جابه‌جایی مواد معدنی کشورهای همسایه است، نه کالاهای با ارزش افزوده بالا.

در همین حال، کشورهای منطقه مانند جمهوری آذربایجان توانسته‌اند حجم بالاتری از ترانزیت کالا را به ثبت برسانند و جایگاه فعال‌تری در زنجیره‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای به دست آورند. این روند نشان می‌دهد رقابت ترانزیتی در منطقه به‌سرعت در حال افزایش است و ایران در حال از دست دادن موقعیت بالقوه خود است.

 

افت تولید غلات و وابستگی فزاینده به واردات

داده‌های سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) نشان می‌دهد تولید غلات ایران در سال گذشته به حدود ۲۰ میلیون تن کاهش یافته است؛ رقمی که نسبت به سال‌های گذشته کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد و زنگ خطر جدی برای امنیت غذایی کشور محسوب می‌شود.

در همین حال، ایران سالانه حدود ۱۷ میلیون تن غلات وارد می‌کند؛ به این معنا که نزدیک به نیمی از نیاز داخلی کشور از طریق واردات تأمین می‌شود. این سطح از وابستگی، در کنار نوسانات ارزی و تحریم‌ها، آسیب‌پذیری اقتصاد غذایی ایران را به شدت افزایش داده است.

 

تورم غذایی و فشار بر معیشت مردم

تورم مواد غذایی در ایران نیز به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده و در برخی برآوردها حدود ۱۳۰ درصد گزارش شده است. این وضعیت باعث شده قدرت خرید خانوارها به شکل محسوسی کاهش یابد و اقلام اساسی غذایی برای بخش بزرگی از جامعه به کالاهای گران‌قیمت تبدیل شوند.

در چنین شرایطی، طرح چشم‌اندازهایی مانند تبدیل ایران به «هاب غذایی منطقه» برای بسیاری از تحلیلگران، بیشتر به یک روایت تبلیغاتی شباهت دارد تا یک برنامه قابل تحقق در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت.

 

رقابت منطقه‌ای و عقب‌ماندگی زیرساختی ایران

در سطح منطقه‌ای، توسعه پروژه‌های رقیب نیز فشار مضاعفی بر موقعیت ایران وارد کرده است. مسیرهای جدید مانند کریدور چین–آسیای مرکزی–قفقاز–ترکیه، پروژه بندر فاو در عراق، کریدور هند–خاورمیانه–اروپا و همچنین طرح‌های لجستیکی چین در پاکستان و امارات، در حال بازتعریف نقشه تجارت منطقه هستند.

این تحولات نشان می‌دهد که رقابت ترانزیتی دیگر در سطح ظرفیت بالقوه نیست، بلکه به عرصه زیرساخت‌های عملیاتی و سرمایه‌گذاری‌های گسترده تبدیل شده است؛ حوزه‌ای که ایران در آن با محدودیت‌های جدی مواجه است.

 

فاصله عمیق میان شعار و واقعیت

در حالی که مقامات ایرانی از نقش‌آفرینی کشور در جایگاه «هاب غذایی منطقه» سخن می‌گویند، داده‌های تولیدی، شاخص‌های بین‌المللی، وضعیت ترانزیت و بحران تورم غذایی تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت اقتصادی، نه‌تنها چشم‌انداز توسعه را مبهم کرده، بلکه پرسش‌های جدی درباره امکان تحقق چنین ادعاهایی در ساختار فعلی اقتصاد ایران ایجاد می‌کند.