مرکز ژنئولوژی در مصر؛ تلاشی برای بازخوانی مسائل زنان خاورمیانه از مسیر پژوهش و گفت‌وگو

مرکز ژنئولوژی برای اندیشه و پژوهش در مصر با هدف بررسی مسائل زنان و تحولات اجتماعی خاورمیانه از زاویه‌ای پژوهشی آغاز به کار کرده است. نوژین یوسف، مدیر اجرایی این مرکز، از اهداف، برنامه‌ها و رویکرد این نهاد توضیح می‌دهد.

أسماء فتحی

قاهره- امروزه نیاز به تولید رویکردهای پژوهشی جدیدی که بتوانند مسائل زنان در خاورمیانه را از منظری فراتر از نگاه‌های سنتی بررسی کنند، بیش از پیش احساس می‌شود؛ به‌ویژه در سایه تحولات شتابان سیاسی، اجتماعی و فناوری که بار دیگر پرسش‌های بسیاری درباره عدالت، برابری، حقوق و مشارکت اجتماعی را مطرح کرده‌اند. در این چارچوب، مرکز ژنئولوژی برای اندیشه و پژوهش به‌عنوان ابتکاری شکل گرفته است که می‌کوشد فضایی علمی بر پایه پژوهش، گفت‌وگو و تولید دانش ایجاد کند و این عناصر را ابزارهایی برای تحقق تغییر بداند.

افتتاح مرکز ژنئولوژی در مصر، حدود یک ماه پیش، پرسش‌هایی را درباره مفهوم «ژنئولوژی» به‌عنوان دانشی که جامعه را با همه مؤلفه‌های آن مطالعه می‌کند، مطرح کرده است. این رویکرد تنها به بررسی مسائل زنان محدود نمی‌شود، بلکه زمینه را برای نگاهی گسترده‌تر به روابط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و همچنین چالش‌های پیش روی جوامع منطقه فراهم می‌کند؛ نگاهی که بر این باور استوار است که دانش، یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایجاد تغییر پایدار است.

برای آگاهی از انگیزه‌های تأسیس این مرکز، دلایل انتخاب مصر به‌عنوان محل آغاز فعالیت، چشم‌انداز آن در دوره پیش رو، اولویت‌های پژوهشی، برنامه‌های همکاری با نهادهای دانشگاهی و سازمان‌های زنان، و نیز نقش آن در حمایت از پژوهشگران و تولید پژوهش‌های مرتبط با واقعیت‌های جامعه، خبرگزاری ما با نوژین یوسف، مدیر اجرایی مرکز ژنئولوژی برای اندیشه و پژوهش، گفت‌وگویی انجام داده است.

 

در آغاز، لطفاً درباره ایده شکل‌گیری این مرکز توضیح دهید. چرا نام «ژنئولوژی» را برای آن انتخاب کردید و چه عواملی باعث شد در این مقطع زمانی آن را تأسیس کنید؟

ایده ژنئولوژی متعلق به امروز نیست و تأسیس این مرکز نیز تصمیمی ناگهانی نبوده است. از سال ۲۰۲۵، بحث‌های مستمری درباره مفهوم ژنئولوژی، تحولات منطقه و ضرورت ایجاد فضایی فکری و پژوهشی برای بررسی این تحولات از زاویه‌ای متفاوت در جریان بوده است.

این مرکز «ژنئولوژی» نام گرفته، زیرا ژنئولوژی در اصل یک علم است و علم را نمی‌توان به یک حوزه خاص محدود کرد. این دانش با ابعاد مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پیوند دارد و جامعه را به‌عنوان مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته می‌بیند، نه اینکه زنان را موضوعی جدا از محیط پیرامونشان تلقی کند.

شاید اصطلاح «ژنئولوژی» در مصر و خاورمیانه نسبتاً جدید باشد، اما این اندیشه و تجربه، تازه نیست. در ماه‌های گذشته، از خلال نشست‌ها و برنامه‌هایی که برگزار کردیم، شاهد افزایش علاقه به این مفهوم بودیم و بسیاری می‌پرسیدند: ژنئولوژی چیست و چرا اکنون این علم مطرح شده است؟

همین استقبال، انگیزه بیشتری برای ایجاد یک مرکز تخصصی در حوزه اندیشه و پژوهش به ما داد؛ مرکزی که هدف آن توسعه ظرفیت‌های موجود در جامعه، بهره‌گیری از آن‌ها و در عین حال تولید و گسترش دانش جدید باشد.

در واقع، ژنئولوژی برای ادامه حیات خود به یک مرکز وابسته نیست، زیرا پیش از آنکه یک نهاد باشد، یک اندیشه و یک علم است و می‌تواند در هر مکانی به کار گرفته شود. امروز پژوهشگران و علاقه‌مندان به ژنئولوژی در اروپا، لبنان، سوریه، ترکیه، ایران و آمریکای لاتین فعالیت می‌کنند و هر یک این رویکرد را متناسب با نیازها و شرایط جامعه خود به کار می‌گیرند. با این حال، وجود یک مرکز پژوهشی، چارچوبی نهادی برای این اندیشه فراهم می‌کند و به تولید منظم‌تر و پایدارتر دانش کمک می‌کند.

 

به نظر شما، ژنئولوژی چه نقشی می‌تواند در ایجاد تغییر در جوامع، به‌ویژه با توجه به چالش‌هایی که زنان در منطقه با آن روبه‌رو هستند، ایفا کند؟

امروز ما در میان چالش‌های بزرگ اجتماعی زندگی می‌کنیم و اگر فقط درباره زنان صحبت کنیم، با هزاران مسئله روبه‌رو خواهیم شد که نیازمند رسیدگی جدی هستند.

ما به یک تغییر فکری نیاز داریم و باید بسیاری از مفاهیم رایج را بازنگری کنیم. درست است که این تغییر یک‌شبه رخ نمی‌دهد، اما از طرح دوباره پرسش‌های درست و بازاندیشی در مفاهیم و اصطلاحاتی که به آن‌ها عادت کرده‌ایم، آغاز می‌شود.

ما باور داریم که قرن بیست‌ویکم تنها قرن فناوری نخواهد بود، بلکه قرن زنان نیز خواهد بود؛ قرنی که زنان می‌توانند حضور و دستاوردهای خود را در حوزه‌های اندیشه، فرهنگ، سیاست، دیپلماسی و فناوری گسترش دهند.

از این منظر، ژنئولوژی زنان را موضوعی جدا از جامعه نمی‌بیند، بلکه رابطه میان زن، مرد، کودک و کل جامعه را بررسی می‌کند و می‌کوشد مفهومی مبتنی بر عدالت، برابری و مشارکت ایجاد کند.

وقتی به آنچه در خاورمیانه از جنگ‌ها و درگیری‌ها می‌گذرد نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که زنان اغلب نخستین قربانیان هستند. از همین رو، نیاز به تولید دانش و شناختی تازه درباره واقعیت زندگی زنان، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

 

در صحبت‌های خود به قوانین و مقررات به‌عنوان یکی از مسائل اصلی اشاره کردید. رابطه میان پژوهش علمی و اصلاح قوانین مربوط به حقوق زنان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نمونه‌های بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد صرف داشتن قانون کافی نیست، بلکه مسئله اصلی، چگونگی تدوین و اجرای آن است.

من دوستانی از سودان دارم که وکیل، استاد دانشگاه یا دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری هستند. هنگامی که درباره ژنئولوژی و حقوق زنان با آن‌ها گفت‌وگو می‌کنیم، درمی‌یابیم که میان آگاهی حقوقی و توانایی واقعی زنان برای بهره‌مندی از این قوانین، شکاف بزرگی وجود دارد.

ما درباره موضوعاتی مانند مشارکت سیاسی، حضور زنان در پارلمان، خشونت جنسی در جریان درگیری‌ها و تجاوز در مناطق جنگی صحبت می‌کنیم؛ مسائلی که هم به راهکارهای حقوقی و هم به راه‌حل‌های اجتماعی نیاز دارند.

همچنین معتقدیم برخی گفتمان‌های دینی یا اجتماعی که در برخی کشورها مطرح می‌شوند، همچنان کلیشه‌های سنتی درباره زنان را بازتولید می‌کنند. به همین دلیل، نیاز به دانش و پژوهش بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند، زیرا تغییر واقعی ابتدا از اندیشه آغاز می‌شود و سپس به قانون می‌رسد.

از این رو، ما ژنئولوژی را صرفاً یک چارچوب نظری نمی‌دانیم، بلکه آن را فضایی برای تولید ایده‌هایی می‌دانیم که می‌توانند به‌تدریج به سیاست‌ها، قوانین و شیوه‌های عادلانه‌تر در جامعه تبدیل شوند.

 

با توجه به تجربه میدانی شما، به‌ویژه در سال‌های فعالیتتان در شمال و شرق سوریه، این تجربه چه تأثیری بر نگاهتان به مسائل زنان گذاشته و چه چیزی به مفهوم مرکز ژنئولوژی افزوده است؟

چهارده سال تجربه در شمال و شرق سوریه، به‌ویژه در منطقه‌ای که با جنگ و چالش‌های پیچیده روبه‌رو بوده، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری دیدگاه من داشته است. با وجود جنگ، گرسنگی، خسارت‌های انسانی و زنانی که در صف نخست قرار داشتند و بار سنگینی را بر دوش می‌کشیدند، اراده‌ای جدی برای تدوین قوانین مدنی در حوزه خانواده و حقوق زنان و نیز ایجاد الگویی برای تضمین مشارکت زنان در زندگی عمومی وجود داشت.

اما در عین حال دیدیم که با تغییر شرایط سیاسی، این دستاوردها نیز می‌توانند دستخوش تغییر شوند. قوانینی یا تصمیم‌هایی به وجود آمد که مشارکت زنان را محدود کرد یا دوباره نگاه‌های سنتی به نقش زنان را بازتولید کرد. این تجربه نشان می‌دهد که حقوق زنان امری ثابت و تضمین‌شده نیست، بلکه همواره به حمایت فکری، حقوقی و اجتماعی نیاز دارد.

از همین‌جا به این باور رسیدم که زنان با اراده، توانایی، شجاعت و صداقت خود جایگاهشان را تثبیت می‌کنند و هر پروژه‌ای که به دنبال تحقق عدالت است، باید زمینه مشارکت کامل زنان در تصمیم‌گیری را فراهم کند.

به همین دلیل، ژنئولوژی برای ما نه یک حزب سیاسی است و نه یک تشکل؛ بلکه یک اندیشه و شیوه تفکر است. ما باور داریم که گفت‌وگوهایی که امروز انجام می‌دهیم، می‌توانند فردا به مفاهیم جدید و حتی قوانین تازه منجر شوند، مشروط بر آنکه به یک اقدام جمعی و اراده واقعی اجتماعی تبدیل شوند.

 

تبدیل ژنئولوژی از یک ایده به یک مرکز پژوهشی رسمی، حتماً با چالش‌هایی همراه بوده است. چرا به این نتیجه رسیدید که وجود یک مرکز رسمی ضروری است؟

همان‌طور که گفتم، ژنئولوژی در ذات خود برای ادامه مسیر به یک مرکز نیاز ندارد، اما برای اینکه بتواند برنامه‌هایش را مؤثرتر اجرا کند، به یک چارچوب حقوقی و نهادی نیازمند بود.

در روند تأسیس مرکز، با برخی مسائل و تشریفات اداری روبه‌رو شدیم، اما تلاش کردیم باورها و ارزش‌های خود را در ساختار داخلی مرکز نیز بازتاب دهیم. برای نمونه، برخی آیین‌نامه‌های اداری را به‌گونه‌ای اصلاح کردیم که اختیار امضا تنها در دست یک نفر نباشد، بلکه تصمیم‌گیری بر پایه مشارکت انجام شود. از نگاه ما، حتی جزئیات اداری نیز باید بازتاب‌دهنده فلسفه مشارکتی باشد که از آن دفاع می‌کنیم.

افتتاح این مرکز به معنای حل شدن مشکلات نیست؛ برعکس، احساس می‌کنم کار واقعی تازه آغاز شده است. اکنون مسئولیت ما سنگین‌تر شده، زیرا نمی‌خواهیم تنها به شعارها بسنده کنیم، بلکه در پی تولید دانش و پژوهش‌هایی هستیم که بتوانند در تغییر واقعیت‌های جامعه نقش داشته باشند.

امروز با چالش‌هایی مانند ذهنیت‌های رایج، کلیشه‌های جنسیتی و فرهنگ مردسالارانه‌ای روبه‌رو هستیم که همچنان بر بسیاری از جوامع تأثیر می‌گذارند. از همین رو، مسئولیت ما پس از تأسیس مرکز بیش از گذشته شده است.

 

مهم‌ترین موضوعاتی که این مرکز در دوره پیش‌رو بر آن‌ها تمرکز خواهد کرد، چیست؟ آیا فعالیت آن تنها به مسائل زنان محدود می‌شود؟

پژوهش‌های ما به یک موضوع خاص یا صرفاً به زنان محدود نخواهد بود، زیرا جامعه را یک مجموعه به‌هم‌پیوسته می‌دانیم.

ما بر موضوعاتی مانند مفهوم آزادی، عدالت انتقالی، هویت، خشونت مبتنی بر جنسیت، تجاوز جنسی در زمان جنگ و خارج از آن، ختنه زنان و همچنین طیف گسترده‌ای از مسائل اجتماعی و فرهنگی که هم زنان و هم کل جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهند، کار خواهیم کرد.

همچنین توجه ویژه‌ای به تحولاتی داریم که جهان در نتیجه پیشرفت فناوری، به‌ویژه هوش مصنوعی، تجربه می‌کند.

 

چندین بار به هوش مصنوعی اشاره کردید. تأثیر آن بر زنان و پژوهش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما هوش مصنوعی را نه یک تهدید مطلق می‌دانیم و نه راه‌حل همه مشکلات، بلکه آن را ابزاری می‌دانیم که باید با نگاهی انتقادی مورد مطالعه قرار گیرد.

آنچه امروز مشاهده می‌کنیم این است که فناوری بر شیوه تفکر، نوشتن و حتی احساسات و روابط انسانی اثر گذاشته است؛ گویی انسان به‌تدریج برای شکل دادن به اندیشه‌ها و دیدگاه‌های خود به ماشین متکی می‌شود. این وضعیت، ضرورت بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر زنان، جامعه و تولید دانش را دوچندان می‌کند.

به همین دلیل، بخشی از پژوهش‌های خود را به بررسی مزایا و معایب هوش مصنوعی اختصاص خواهیم داد تا مشخص شود چگونه می‌توان از آن بهره گرفت، بدون آنکه جایگزین تفکر انتقادی یا تجربه انسانی شود.

 

به «پژوهش‌های باز» نیز اشاره کردید. منظورتان از این مفهوم چیست؟

متأسفانه بسیاری از پژوهش‌ها پس از انجام، در بایگانی‌ها باقی می‌مانند یا تنها تعداد محدودی از پژوهشگران به آن‌ها دسترسی پیدا می‌کنند. هدف ما این است که پژوهش‌هایمان در معرض گفت‌وگوی عمومی قرار گیرند تا پژوهشگران، علاقه‌مندان و خوانندگان بتوانند درباره آن‌ها اظهار نظر کنند؛ زیرا حقیقت از یک دیدگاه واحد شکل نمی‌گیرد، بلکه در گفت‌وگو و تبادل تجربه‌ها پدید می‌آید.

همچنین تلاش می‌کنیم پژوهش‌هایمان به واقعیت‌های جامعه پیوند داشته باشند و صرفاً مرور نظری یا تکرار مطالب کتاب‌ها نباشند. به همین منظور، بر پژوهش‌های میدانی، نظرسنجی‌ها و بررسی وضعیت اجتماعی تکیه خواهیم کرد تا نتایج تحقیقات از دل زندگی روزمره مردم بیرون بیاید و بتواند در ارائه راه‌حل‌های واقعی نقش‌آفرین باشد.

علاوه بر این، درصدد ایجاد همکاری با سازمان‌های زنان و مراکز پژوهشی مختلف هستیم، زیرا باور داریم که تبادل تجربه‌ها، سریع‌ترین راه برای تولید دانشی عمیق‌تر و اثرگذارتر است.

از نگاه من، دوره پیش‌رو مرحله‌ای است که در آن به همان اندازه که آموزش می‌دهیم، می‌آموزیم و به همان اندازه که می‌بخشیم، دریافت می‌کنیم؛ زیرا دانش واقعی در یک مسیر یک‌طرفه شکل نمی‌گیرد، بلکه در گفت‌وگو و همکاری مشترک رشد می‌کند.

 

انتخاب مصر به‌عنوان محل استقرار مرکز ژنئولوژی برای اندیشه و پژوهش، با وجود شبکه گسترده روابط و تجربه شما در کشورهای مختلف، پرسش‌های زیادی را ایجاد کرده است. چرا مصر را انتخاب کردید و این کشور از نظر فکری و عملی چه جایگاهی برای شما دارد؟

از نخستین سفرم به مصر احساس کردم این همان جایی است که می‌خواهم فعالیت خود را از آن آغاز کنم. این احساس صرفاً عاطفی نبود، بلکه به دلیل فضای فرهنگی، فکری و تمدنی‌ای بود که برای شکل‌گیری یک پروژه پژوهشی بلندمدت مناسب دیدم.

مردم مصر از سطح فرهنگی بالایی برخوردارند و این کشور از پیشینه تمدنی غنی بهره‌مند است. به باور من، هر پروژه فکری به جامعه‌ای نیاز دارد که دارای تاریخ، فرهنگ و ظرفیت گفت‌وگو باشد و این ویژگی‌ها را در مصر یافتم. تمدن تنها به گذشته تعلق ندارد، بلکه بر شیوه اندیشیدن در زمان حال نیز اثر می‌گذارد. به همین دلیل احساس می‌کنم فعالیت در مصر فرصت مناسبی برای تولید دانشی مرتبط با واقعیت‌های جامعه فراهم می‌کند.

از سوی دیگر، زنان مصری سابقه‌ای طولانی در حضور و تأثیرگذاری اجتماعی دارند و توانایی پذیرش تنوع و تعامل با گروه‌های مختلف جامعه را دارا هستند. در مدتی که در مصر حضور داشتم، نه‌تنها از حمایت زنان برخوردار شدم، بلکه تشویق بسیاری از استادان دانشگاه، پژوهشگران و مردان مصری را نیز که به اهمیت این پروژه باور داشتند، تجربه کردم.

از منظر حقوقی نیز، ثبت رسمی یک مرکز در مصر امکان فعالیت نهادی گسترده‌تری را برای ما فراهم می‌کند و چارچوبی روشن برای ثبت و مستندسازی فعالیت‌ها، برنامه‌ها و پژوهش‌ها در اختیارمان می‌گذارد؛ موضوعی که به اعتبار و تداوم فعالیت‌های مرکز کمک می‌کند.

مصر برای من بخشی از تاریخ این منطقه نیز محسوب می‌شود. هنگامی که با پژوهشگران مصری گفت‌وگو می‌کنم، بحث‌هایی درباره تاریخ زنان، تمدن، آثار باستانی و هویت شکل می‌گیرد که هر پروژه پژوهشی را غنی‌تر می‌کند.

همچنین، در مصر احساس نمی‌کنم از سوریه دور شده‌ام، زیرا میان دو کشور پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقی وجود دارد. افزون بر این، روابط تاریخی کردها با مصر نیز باعث می‌شود احساس کنم در یک فضای فرهنگی مشترک فعالیت می‌کنیم، نه در محدوده‌هایی که صرفاً با مرزهای جغرافیایی از هم جدا شده‌اند.

 

برخی معتقدند مسائل زنان در بسیاری از کشورهای عربی مشترک است، اما در عین حال با توجه به شرایط محلی، تفاوت‌هایی نیز دارد. مرکز ژنئولوژی چگونه با این تفاوت‌ها برخورد می‌کند؟ آیا از رویکردی تقاطعی در بررسی مسائل زنان استفاده می‌کنید؟

ما معتقدیم برخی مسائل، دغدغه مشترک زنان در کشورهای مختلف است؛ موضوعاتی مانند حقوق، هویت، عدالت انتقالی، حمایت از زنان و توانمندسازی اقتصادی که محدود به مرزهای یک کشور نیستند.

در عین حال، نمی‌توان همه کشورها را با یک الگو بررسی کرد، زیرا هر جامعه ویژگی‌های فرهنگی، حقوقی و اجتماعی خاص خود را دارد. برای مثال، زنان مصر الزاماً با همان چالش‌هایی روبه‌رو نیستند که زنان سوریه، لبنان، لیبی یا کشورهای حوزه خلیج فارس تجربه می‌کنند؛ بنابراین نمی‌توان همه را در یک قالب واحد قرار داد.

رویکرد ما بر مطالعه هر جامعه در بستر ویژه خود استوار است و در عین حال، به مسائل مشترک زنان در منطقه نیز توجه دارد. به همین دلیل، برای هر کشور پژوهش‌های مستقلی انجام خواهیم داد تا چالش‌ها، فرصت‌ها و ویژگی‌های خاص آن بررسی شود و سپس با مقایسه این مطالعات، به درک عمیق‌تری دست یابیم؛ بدون آنکه به تعمیم‌های کلی یا پیش‌داوری متوسل شویم.

 

مهم‌ترین محورهای برنامه راهبردی مرکز در دوره پیش رو چیست و فعالیت خود را با چه اولویت‌هایی آغاز خواهید کرد؟

در مرحله نخست، بر معرفی مرکز و مفهوم ژنئولوژی از طریق برگزاری نشست‌ها، گفت‌وگوها و ایجاد شبکه‌ای از همکاری با نهادهای زنان، مراکز پژوهشی و پژوهشگران تمرکز خواهیم کرد.

در بلندمدت، اولویت اصلی ما تولید پژوهش است. هدفمان ارائه مطالعاتی درباره مسائل واقعی جامعه، از جمله خشونت خانگی، حقوق، هویت، عدالت و دیگر موضوعاتی است که به بررسی علمی و عمیق نیاز دارند.

همچنین قصد داریم کارگاه‌های آموزشی و عملی برگزار کنیم تا مرکز به فضایی برای تربیت پژوهشگرانی تبدیل شود که بتوانند دانش تولید کنند، نه اینکه صرفاً مصرف‌کننده دانش باشند.

حمایت از جوانان نیز از اولویت‌های ماست. بسیاری از پژوهشگران جوان ظرفیت بالایی دارند، اما به راهنمایی و فرصت فعالیت در محیطی علمی نیازمندند و ما تلاش می‌کنیم از طریق برنامه‌های آموزشی و هدایت پژوهشی، این زمینه را فراهم کنیم.

در کنار این موارد، توجه ویژه‌ای به زنان روستایی خواهیم داشت و حضور میدانی در مناطق روستایی را یکی از اهداف اصلی خود می‌دانیم؛ زیرا بسیاری از مشکلات زنان این مناطق در پژوهش‌های متداول بازتاب پیدا نمی‌کند. از این رو، می‌خواهیم مستقیماً با زنان گفت‌وگو کنیم و واقعیت زندگی آنان را از نزدیک بررسی کنیم.

همچنین در نظر داریم با همکاری نهادهای زنان و مراکز پژوهشی داخل و خارج از مصر، کنفرانس‌ها و برنامه‌های منطقه‌ای برگزار کنیم تا زمینه تبادل تجربه و گسترش همکاری‌های پژوهشی فراهم شود.

 

آیا مرکز تاکنون گام‌های عملی برای ایجاد این همکاری‌ها برداشته یا این موضوع هنوز در مرحله برنامه‌ریزی است؟

در واقع، پیش از افتتاح رسمی مرکز نیز با تعدادی از نهادها در ارتباط بودیم، اما اکنون با ثبت رسمی مرکز، چارچوب مشخصی برای توسعه این همکاری‌ها در اختیار داریم.

نخستین گام، برگزاری نشست هیئت مشورتی مرکز است که از استادان دانشگاه و کارشناسان تشکیل شده است. در این نشست، از تجربه‌های آنان برای تدوین برنامه کاری مرکز و تعیین اولویت‌های مرحله پیش رو استفاده خواهیم کرد.

پس از آن، مجموعه‌ای از دیدارها با سازمان‌های زنان، مراکز پژوهشی و پژوهشگران برگزار خواهیم کرد تا شبکه‌ای گسترده از همکاری بر پایه تبادل تجربه و اجرای پروژه‌های مشترک شکل گیرد.

ما هنوز در آغاز این مسیر هستیم و تنها چند روز از افتتاح مرکز می‌گذرد، اما امیدواریم این آغاز، نقطه شروع فعالیتی پژوهشی و بلندمدت باشد که به تولید دانشی نزدیک‌تر به واقعیت و مؤثرتر در حمایت از زنان و جوامع منطقه منجر شود.

در پایان، باور دارم که دانش واقعی از دل همکاری شکل می‌گیرد و هر تغییر پایدار، ابتدا با گفت‌وگو، سپس با پژوهش و در نهایت با کار مشترک آغاز می‌شود؛ مسیری که تلاش داریم از طریق مرکز ژنئولوژی برای اندیشه و پژوهش آن را نهادینه کنیم.