قمرالملوک وزیری، صدایی که از دیوار ممنوعیت‌ها گذشت

برخی صداها از آواز فراتر می‌روند. درهای بسته را می‌گشایند، مرزهایی را که برای زنان کشیده‌اند درمی‌نوردند و در حافظه‌ی تاریخ می‌مانند. گاه زنی با یک آواز، سکوت چندصدساله را می‌شکند.

مرکز خبر – سال ١٣٠٣، زنی در تهران پا به صحنه گذاشت که گامش در تاریخ موسیقی ایران به انقلابی می‌مانست. آن زن قمرالملوک وزیری بود. در روزگاری که حضور زنان در جمع و آوازشان برای مردان در بند محدودیت‌ها بود، قمرالملوک تصمیم گرفت صدایش را به گوش همگان برساند. او تنها آواز نخواند، بلکه دری گشود تا زنان دیگر هم پس از او راه صحنه را در پیش گیرند.

 

صدایی که به ایستادگی بدل شد

قمرالملوک سال ۱۲۸۴ در تاکستان چشم به جهان گشود و به یکی از درخشان‌ترین آوازخوانان روزگار خود بدل شد. آوازی که او در سال ١٣٠٣ بی‌حجاب و در برابر تماشاگرانی از زن و مرد سر داد، رویدادی مهم در زندگی هنری ایران بود. در آن سال‌ها، زنانی که می‌خواستند هنرشان را در جمع به نمایش بگذارند، با موانع اجتماعی بسیاری دست‌به‌گریبان بودند. اما قمرالملوک باور داشت آوای زن باید در فرهنگ و زندگی جامعه طنین بیندازد. صدای پرتوان، چیرگی بر فن آواز و سبکی که از آنِ خودش بود، جایگاهی ویژه در موسیقی سنتی ایران برایش ساخت. هنرش فقط مایه‌ی لذت گوش‌ها نبود و حضورش بر صحنه این پیام را در خود داشت که زنان می‌توانند راهشان را برگزینند و بی‌هراس، هنرشان را در برابر چشم جامعه بیافرینند.

 

هنری که با انسان‌دوستی درآمیخت

نام قمرالملوک جز با هنر، با نیکوکاری هم گره خورده است. می‌گویند او در کنسرت‌های خیریه هم آواز می‌خواند و دست نیازمندان را می‌گرفت. موسیقی برای او فقط عرصه‌ی هنرنمایی نبود، پلی بود به سوی مردم و راهی برای سهیم کردن آنان در هرچه داشت.

قمرالملوک سال ۱۳۳۸ در تهران چشم از جهان فروبست، اما صدایش در موسیقی ایران جاودانه ماند. سرگذشت او نیز برگی شد از تاریخ زنانی که عرصه را بر آنان تنگ کرده بودند و باز خواستند حضورشان را آشکار کنند.

زندگی قمرالملوک پرسش‌هایی جدی را به میان می‌آورد. چه کسی تعیین می‌کند صدای چه کسی شنیده شود؟ چرا هنر زنان در برخی دوران‌ها رنگ ممنوعیت به خود می‌گیرد؟ و هنر چگونه می‌تواند راه دگرگونی نگاه جامعه را هموار کند؟