اخراج ۱۰۲ کارمند در سويداء؛ زنان پس از سالها خدمت با بیکاری روبهرو شدند
اخراج ۱۰۲ کارمند اداره امور اجتماعی و کار در شهر سويداءی سوریه، از جمله ۹۶ زن، معیشت خانوادههای بسیاری را به خطر انداخته است. زنان اخراجشده میگویند این تصمیم بدون توضیح روشن درباره دلایل آن و با وجود سالها سابقه کار گرفته شده است.
روشیل جونیور
سويداء- زنان شاغل در اداره امور اجتماعی و کار شهر سويداء در سوریه، پس از اخراج از کار با شرایط دشوار معیشتی روبهرو شدهاند. به گفته این زنان، تصمیم به اخراج آنها بدون ارائه توضیحات کافی درباره دلایل آن اتخاذ شده است؛ این در حالی است که آنان سالهای طولانی کار کرده و برای تأمین نیازهای خانوادههایشان به حقوق ماهانه خود متکی بودهاند.
در مجموع، ۱۰۲ کارمند زن و مرد از یکی از ادارههای شهر سويداء اخراج شدهاند که تنها شش نفر از آنان مرد هستند. این آمار نشان میدهد که اکثریت قریب به اتفاق افراد اخراجشده را زنان تشکیل میدهند. زنان میگویند این تصمیم پس از سالها خدمت اتخاذ شده است.
«با وجود سالها سابقه کار، بدون ارزیابی روشن اخراج شدیم»
رهف مراد، فارغالتحصیل رشته زبان انگلیسی، میگوید در مؤسسه توسعه روانشناختی در شهرک قریا کار میکرده و ۲۶ سال از عمر کاری خود را در نهادهای مرتبط با اتحادیه زنان و امور اجتماعی گذرانده است. او توضیح میدهد که کارکنان زن از تصمیم به پایان دادن به همکاریشان غافلگیر شدند؛ آن هم در شرایطی که سالها سابقه کار داشتند و هیچ ارزیابی روشنی از عملکردشان انجام نشده بود و دلایل قانعکنندهای نیز برای اخراج آنها ارائه نشد.
او معتقد است تفاوت چشمگیر میان شمار مردان و زنان اخراجشده، پرسشهایی را درباره معیارهای اتخاذ این تصمیم مطرح میکند؛ بهویژه آنکه زنان بیشترین آسیبهای ناشی از آن را متحمل شدهاند. به گفته او، به کارکنان وعده داده شده بود که به محل کار خود بازگردند، اما این وعدهها تاکنون به اقدام عملی منجر نشده است. در عوض، آنها بعدتر با ابلاغیههای پایان همکاری روبهرو شدند.
رهف میگوید سن شماری از کارکنان زن بالاتر از ۴۰ سال است و برخی نیز به سن بازنشستگی نزدیک شدهاند؛ مسئلهای که یافتن شغل جدید را برای آنها بسیار دشوار میکند. این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که فرصتهای شغلی در سويداء محدود است و مردم با مشکلات اقتصادی جدی روبهرو هستند.
او تأکید میکند حقوق ماهانه این زنان بخش مهمی از درآمد خانوادههایشان را تشکیل میداد و بسیاری از آنها در تأمین هزینههای زندگی و مخارج اعضای خانواده مشارکت داشتند. به باور او، زنان بیشترین آسیب را از این تصمیم، که آن را خودسرانه میداند، متحمل شدهاند. او خواستار بازگشت زنان اخراجشده به کار و جبران بیعدالتی در حق آنان پس از سالها خدمت است.
رهف مراد همچنین خواستار توضیح دلایل اخراج و اعلام معیارهای مورد استفاده در این تصمیم شده و تأکید میکند که بازگشت کارکنان زن به محل کار، مطالبهای اساسی است، نه لطف یا امتیازی از سوی مسئولان.
«قرارداد موقت نمیخواهیم؛ خواهان بازپسگیری حقوقمان هستیم»
وفا بلان میگوید پیش از انتقال به اداره امور اجتماعی و کار، ۱۳ سال در اتحادیه زنان فعالیت کرده است. او در طول سالهای اشتغال قبلی با مشکلاتی در زمینه حقوق بیمهای خود روبهرو بوده و به گفته خودش، در آن دوره حق بیمهای به نام او پرداخت نشده است؛ مسئلهای که انتقالش به اداره امور اجتماعی و کار را به آغاز دوباره مسیر شغلیاش تبدیل کرد.
او توضیح میدهد که کارکنان زن پس از سالها خدمت، از پایان همکاری خود غافلگیر شدند و برای مواجهه با بیکاری در این مرحله از زندگی آمادگی نداشتند. به گفته او، سن شماری از این زنان از ۴۰ سال گذشته و برخی دیگر ۵۰ تا ۶۰ سال دارند؛ شرایطی که یافتن شغل جدید را برایشان دشوارتر میکند، بهویژه با توجه به وضعیت نامساعد اقتصادی در سويداء.
وفا میگوید هنگام تصمیمگیری برای پایان دادن به قراردادهای کاری، باید سالهای خدمت این زنان در نظر گرفته میشد. به باور او، پذیرفتنی نیست که کارکنانی پس از بیش از یک دهه کار، ناگهان بدون هیچ تضمین روشنی درباره آینده شغلی و معیشتی خود، بیکار شوند.
او خواستار شفافسازی مبنای قانونی و اداری تصمیم اخراج و مشخص شدن وضعیت حقوق قراردادی و بیمهای کارکنان زن شده است تا سالهای خدمت آنان از بین نرود.
«میخواهیم بدانیم چرا اخراج شدیم»
سامیه توفیق رشید، از شهرک عرمان، میگوید هنوز نمیداند چه دلایلی باعث شده است مسئولان به همکاری او و همکارانش پایان دهند. او میپرسد این تصمیم بر چه اساسی گرفته شده است؛ آن هم در شرایطی که خانوادههای بسیاری برای تأمین نیازهای اولیه زندگی به حقوق ماهانه وابستهاند.
او توضیح میدهد که خانوادهاش با مشکلات مالی بسیار جدی روبهرو است و حقوق ماهانهاش منبع مهمی برای تأمین هزینههای زندگی و نیازهای روزمره خانواده بود. به گفته او، اخراج از کار فشارهای اقتصادی بر او و خانوادهاش را دوچندان کرده است.
سامیه از نبود توضیحات کافی ابراز نارضایتی میکند و میپرسد آیا این تصمیم با شرایط حاکم بر سويداء ارتباط دارد یا خیر. او تأکید میکند که خواستهاش تنها بازگشت حقوق ماهانه نیست، بلکه میخواهد دلایل واقعی این تصمیم روشن شود و با کارکنان زن بر اساس معیارهای عادلانه رفتار شود.
«چطور پس از بیش از ۱۳ سال خدمت، به کار ما پایان میدهند؟»
نهی عریج میگوید او و همکارانش بدون اخطار قبلی و بدون توضیح دلایل، از کار اخراج شدهاند؛ درحالیکه برخی از این زنان بیش از ۱۳ سال سابقه خدمت داشتهاند.
او میپرسد چگونه میتوان کارکنانی را که در دهههای پنجم و ششم زندگی خود هستند، پس از سالها کار اخراج کرد، بیآنکه توضیحات کافی درباره حقوق و آینده شغلیشان ارائه شود. این در حالی است که یافتن فرصت شغلی جایگزین برای افراد در این گروه سنی دشوار است.
نهی عریج تأکید میکند که آنها خواهان امتیازهای ویژه نیستند، بلکه میخواهند وضعیتشان رسیدگی و حقوقشان مشخص شود. او میگوید رها کردن این زنان بدون پاسخ و راهحل، رنج معیشتی و فشارهای روانی آنان را تشدید میکند.
هدیل الشمعه، از شهر صلخد، نیز روایت میکند که پیش از اخراج، در اداره امور اجتماعی و کار مشغول بوده است. او پس از فارغالتحصیلی از یک مؤسسه فنی در رشته تهویه مطبوع و تبرید، در این اداره استخدام شده بود.
او میگوید همسرش به دلیل وضعیت جسمانی قادر به کار کردن نیست و به مدت ۱۵ سال تحت درمان دیالیز قرار داشته است. همسر او به عملهای جراحی بیشتری نیز نیاز دارد. هدیل تأکید میکند که حقوق ماهانهاش برای تأمین نیازهای خانواده و پرداخت هزینههای زندگی در چنین شرایطی ضروری بوده است.
او میپرسد چرا با وجود مسئولیتهای خانوادگی و شرایط دشوار انسانی، از کار اخراج شده است. به باور او، نهادهای مسئول امور اجتماعی باید هنگام اتخاذ تصمیمهایی که زندگی کارکنان را تحت تأثیر قرار میدهد، شرایط دشوار معیشتی و وضعیت سلامت آنان را در نظر بگیرند و بهجای افزایش فشارها، برای یافتن راهحلهایی متناسب با نیازهایشان تلاش کنند.
هدیل الشمعه تأکید میکند که وظیفه نهادهای امور اجتماعی و کار باید کمک به شهروندان، تسهیل امور آنان و یافتن راهحل برای مشکلاتشان باشد، نه اتخاذ تصمیمهایی که شرایط زندگی را دشوارتر میکند. او خواستار بازنگری در وضعیت زنان اخراجشده و شنیده شدن مطالبات آنان است.