از آغاز جنگ ایران، اسرائیل-آمریکا، دستکم ۲۱ زن و ۱ کودک به قتل رسیدهاند
در میانه جنگ و بحرانهای اجتماعی، دستکم ۲۱ زن در خشونتهای خانوادگی و جنسیتی کشته شدهاند، ۷ زن اعدام و ۷ مورد خودکشی ثبت شده و یک کودک نیز قربانی شده است؛ آماری که از تشدید خشونت علیه زنان در ایران خبر میدهد.
مرکز خبر- در حالیکه طی ماههای گذشته و همزمان با اعتراضات، جنگ و دوران آتشبس شکننده، موجی از زنکشی، خودکشی، اعدام، خشونت خانگی، کودکهمسری و قتلهای خانوادگی در شهرهای مختلف ایران ادامه یافته، خبرگزاری ما نیز به دلیل تداوم قطعی و اختلال گسترده اینترنت از زمان آغاز اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با محدودیت شدید در دسترسی به منابع خبری داخلی روبهرو بوده است.
این محدودیتهای ارتباطی، روند جمعآوری، مستندسازی و راستیآزمایی اطلاعات و آمارها را با دشواری جدی مواجه کرده و باعث شده بسیاری از موارد نقض حقوق بشر، زنکشیها، اعدامها و خشونتهای مبتنی بر جنسیت، یا با تأخیر منتشر شوند و یا امکان تأیید مستقل آنها در زمان وقوع وجود نداشته باشد.
بخش قابل توجهی از این رخدادها ریشه در ساختار مردسالار، فشارهای مذهبی و سنتی، تبعیض قانونی و نبود حمایت اجتماعی و حقوقی از زنان دارد؛ با این حال، قطع اینترنت و محدودسازی جریان آزاد اطلاعات، ابعاد واقعی این بحرانها را بیش از پیش در سایه قرار داده است.
در حالیکه حکومت ایران بخش بزرگی از توان امنیتی خود را صرف کنترل خیابانها، سرکوب اعتراضات و محدودکردن آزادیهای فردی کرده، خانه برای بسیاری از زنان به خطرناکترین مکان تبدیل شده است؛ جایی که خشونت اغلب پشت درهای بسته و زیر عنوان مبهم «اختلافات خانوادگی» پنهان میشود.
زنانی که در خانه کشته شدند
در یکی از تکاندهندهترین پروندهها، یک زن سالخورده در تهران به قتل رسید و سپس جسد و محل سکونتش به آتش کشیده شد. پلیس انگیزه این جنایت را سرقت طلاهای او اعلام کرد. در حادثهای دیگر در محله افسریه تهران نیز آتشسوزی مرموز خانهای راز قتل پیرزنی را فاش کرد؛ عاملان جنایت برای ازبینبردن آثار جرم، خانه را به آتش کشیده بودند.
در نهاوند، مردی با سلاح گرم چهار عضو خانواده خود، از جمله سه زن، را هدف قرار داد. خواهر و دایی او جان باختند و مادر و مادربزرگش با جراحات شدید به بیمارستان منتقل شدند.
در ایرانشهر نیز یک جوان بلوچ پس از قتل مادر و خواهرش با اسلحه کمری، خودکشی کرد. منابع محلی از بسته شدن درهای خانه پیش از تیراندازی خبر دادند؛ روایتی که بار دیگر خشونت در فضای بسته خانواده را برجسته میکند.
در تبریز، کرمان، دماوند، مرند، شهریار، یاسوج و مشهد نیز زنان متعددی توسط همسران، همسران سابق، پسران یا بستگان خود به قتل رسیدند. در اغلب این پروندهها، رسانههای حکومتی تنها از عبارت تکراری «اختلافات خانوادگی» استفاده کردند؛ عبارتی که سالهاست به پوششی برای پنهانکردن خشونت سیستماتیک علیه زنان تبدیل شده است.
زنکشی؛ وقتی «نه» گفتن هزینه مرگ دارد
قتل زینب حاتمی در یاسوج یکی از نمونههای آشکار زنکشی بر بستر مالکیت مردانه بر زنان بود. او توسط پسرخالهاش و مقابل چشمان فرزندش به قتل رسید؛ تنها به این دلیل که درخواست ازدواج او را رد کرده بود.
نزدیکان زینب میگویند او پیشتر شاهد قتل برادر قاتل بر سر اختلافات ارثی بوده و قرار بود در دادگاه شهادت دهد. اکنون بسیاری معتقدند قتل او تنها یک «اختلاف شخصی» نبوده، بلکه تلاشی برای حذف یک شاهد نیز بوده است.
در پروندهای دیگر، سمیرا ساکی، دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، توسط همسرش در محیط دانشگاه با شلیک گلوله کشته شد. انگیزه قاتل، درخواست طلاق از سوی مقتول اعلام شد.
یک دانشجوی زن در داخل محوطه دانشگاه قزوین توسط همسرش کشته شد.
در گزارشی دیگر، رسانههای محلی از قتل سه زن در شهرهای آققلا، لاهیجان و تهران توسط همسران خود خبر دادند. در یکی از این موارد، متهم پس از اعتراف به قتل همسرش اعلام کرد که جسد وی را در محدوده شهرستان آستانه اشرفیه رها کرده است.
یک زن ۲۹ ساله در روستای پریآباد مشهد، توسط همسرش به قتل رسید. متهم در بازجوییها مدعی شد که سوءظن به وجود “رابطهای نامتعارف” میان همسرش و مردی دیگر، انگیزه ارتکاب این قتل بوده است.
یک زن ۱۸ ساله توسط نامزد خود و بوسیله سلاح گرم در مرودشت از توابع استان فارس به قتل رسید. انگیزه قاتل از ارتکاب جرم در رسانههای حکومتی تحت عنوان «اختلافات خانوادگی» گزارش شده است.
در روستای دارامرود ولدوند هرسین فردی با مراجعه به درب منزل پدری همسر خود ۳ نفر از اعضای خانواده همسر را با اسلحه به قتل رساند. هویت زن کشته شده مهتاب مصطفایی عنوان شده است.
مردی در یزد همسر ۲۰ ساله خود را به قتل رساند. رسانههای داخلی مانند همیشه اختلافات خانوادگی را دلیل این قتل عنوان کردند.
مردی در تهران همسر ۳۸ ساله خود را به قتل رساند. او انگیزه این اقدام را سوءظن به ارتباط همسرش با فردی دیگر عنوان کرده است.
قتل زنان بهدلیل درخواست طلاق، مخالفت با ازدواج یا تلاش برای استقلال فردی، در ماههای اخیر بارها تکرار شده است؛ نشانهای از جامعهای که هنوز بخش بزرگی از آن، زن را «مالکیت خانوادگی» میبیند.
کودکهمسری، ازدواج اجباری و پایان در طناب دار
توران احمدپور، زن جوان اهل پیرانشهر، پس از آنکه همسرش بدون رضایت او ازدواج مجدد کرد، به خانه پدری بازگشت و در نهایت خود را حلقآویز کرد. او پیشتر نیز در کودکی ازدواج کرده بود.
زن جوان دیگری به نام «سارینا محمدی»، متأهل و مادر یک فرزند، اهل روستای دایماب از توابع شهرستان نقدە، از طریق حلق آویز اقدام به خودکشی و به زندگی خود پایان داد.
فعالان حقوق زنان میگویند بسیاری از زنانی که قربانی خودکشی یا قتل میشوند، پیشتر قربانی کودکهمسری، ازدواج اجباری یا فشارهای سنتی بودهاند؛ زنانی که حق انتخاب، استقلال مالی و حتی حق تصمیمگیری درباره زندگی خود را نداشتهاند.
در تبریز نیز حکم اعدام حنیفه آوندی، زن ۲۴ ساله و از قربانیان کودکهمسری، اجرا شد. او به اتهام قتل همسرش به مرگ محکوم شده بود؛ در حالیکه فعالان حقوق بشر تأکید میکنند بسیاری از زنانی که به اتهام قتل همسر اعدام میشوند، سالها قربانی خشونت خانگی بودهاند.
اعدام زنان؛ قربانیانی که دوباره مجازات میشوند
در ماههای اخیر چندین زن در زندانهای مختلف ایران اعدام شدند؛ از جمله الناز عزیزی در مشهد، مینا حسینزاده و صدیقه قربانی در ارومیه، راضیه عباسی در قزلحصار، مهدیه کیهانی در همدان و اکرم رضایی در رشت.
اتهام اغلب این زنان غیرسیاسی عنوان شده است؛ اما نهادهای حقوق بشری بارها هشدار دادهاند که بسیاری از آنان قربانی خشونت خانگی، ازدواج اجباری و قوانین تبعیضآمیز خانواده بودهاند.
در پرونده مینا حسینزاده، پدر کودک اعلام گذشت کرده بود اما حکم اعدام با پیگیری مادر کودک اجرا شد. در بسیاری از این پروندهها، زنان در شرایطی محاکمه میشوند که دسترسی کافی به وکیل مستقل، حمایت روانی و امکان دفاع مؤثر ندارند. اعدام زنان در ایران، بهویژه زنانی که در بستر خشونت خانوادگی مرتکب قتل شدهاند، همواره یکی از موضوعات مورد انتقاد نهادهای حقوق بشری بوده است.
خودسوزی، خودکشی و فروپاشی روانی زنان
از روژهلات کوردستان تا بلوچستان، گزارشهای متعددی از خودکشی زنان منتشر شده است.
جمعیت حقوق بشر کوردستان اعلام کرد تنها طی دو هفته در ماههای اخیر، هشت نفر در روژهلات کوردستان به سمت خودکشی سوق داده شدهاند؛ در میان آنان زنان جوانی چون هستی منهویی، زهرا میرزایی، مهستی عشایری و آمنه عظیمی دیده میشوند.
در سراوان، مهسا براهویی پس از آنکه توسط همسرش مورد ضربوشتم قرار گرفت، با ریختن بنزین سوزانده شد و دو روز بعد در بیمارستان جان باخت.
زن بلوچ که باردار بوده و هویت او «پری» (فامیل نامشخص)، حدود ۲۱ ساله، اهل روستای کُرتی از توابع بخش لیردف شهرستان جاسک عنوان شده است، از طریق خودسوزی به زندگی خود پایان داد.
کارشناسان اجتماعی میگویند افزایش فشار اقتصادی، کنترل شدید اجتماعی بر زنان، نبود حمایت روانی، تبعیض جنسیتی و فضای بسته خانوادگی از مهمترین عوامل افزایش خودکشی زنان در ایران است.
زنان بلوچ؛ قربانی مضاعف خشونت، فقر و بیعدالتی
در بلوچستان، زنان علاوه بر خشونت خانگی، با فقر، ناامنی و تبعیض مضاعف روبهرو هستند.
افسانه بامری، زن ۳۱ ساله بلوچ، در پی تیراندازی افراد مسلح در بمپور کشته شد. زاهده بلوچ در چابهار بر اثر ضربوشتم شدید همسرش جان باخت و مهسا براهویی در سراوان زندهزنده سوزانده شد.
همچنین قتل فجیع فاطمهزهرا حسینبر، کودک ۹ ساله بلوچ در سراوان، موجی از شوک و خشم عمومی ایجاد کرد. این کودک پس از ربودهشدن، مثله و سوزانده شد و پیکرش در میان زبالهها پیدا شد.
فعالان بلوچ میگویند زنان بلوچ در یکی از محرومترین مناطق ایران، همزمان قربانی فقر، مردسالاری، نبود زیرساختهای حمایتی و خشونت سازمانیافته هستند.
اسیدپاشی، تجاوز و خشونت پنهان
براساس آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تنها در سال ۲۰۲۵ دستکم ۸ مورد اسیدپاشی، ۱۷۹ مورد خشونت خانگی، ۱۱۵ زنکشی و ۶۳ مورد تجاوز یا آزار جنسی ثبت شده است. در شهرکورد، یک زن جوان توسط راننده تاکسی اینترنتی ربوده و پس از مقاومت در برابر تجاوز، به قتل رسید. در تهران نیز رعنا، دختر جوانی که پیشتر ناپدید شده بود، پس از شکنجه و سوزاندن پیکرش در بیمارستان جان باخت.
وقتی خانواده به محل تهدید تبدیل میشود
بخش بزرگی از خشونت علیه زنان در ایران نه در خیابان، بلکه در خانه رخ میدهد. بسیاری از زنان تحت فشار خانواده، عرف سنتی، باورهای مذهبی سختگیرانه و کنترل مردانه زندگی میکنند. در بسیاری از شهرها، زنانی که خواهان طلاق، استقلال یا حتی ادامه تحصیل هستند، با تهدید، ضربوشتم و قتل مواجه میشوند.
جامعهشناسان معتقدند ساختار حقوقی جمهوری اسلامی نیز به بازتولید این خشونت کمک میکند؛ قوانینی که مردان را در جایگاه قیم و تصمیمگیرنده اصلی خانواده قرار میدهد و زنان را در موقعیتی نابرابر نگه میدارد.
«نه حتی یک زن کمتر»
همزمان با افزایش زنکشیها در ایران، جنبشهای جهانی علیه خشونت مردسالارانه نیز بار دیگر مورد توجه قرار گرفتهاند.
جنبش «Ni Una Menos» در آرژانتین، پس از قتل دختران نوجوان و زنکشیهای گسترده شکل گرفت و به یکی از بزرگترین جنبشهای فمینیستی آمریکای لاتین تبدیل شد.
اکنون فعالان حقوق زنان در ایران میگویند تکرار روزانه قتل زنان، خودکشی دختران، اعدام قربانیان خشونت خانگی و پنهانکردن این فجایع زیر عنوان «اختلافات خانوادگی»، جامعه را به نقطهای خطرناک رسانده است.
آنان هشدار میدهند تا زمانی که خشونت علیه زنان نه بهعنوان «حادثهای فردی» بلکه بهعنوان یک بحران ساختاری دیده نشود، شمار قربانیان همچنان افزایش خواهد یافت.