افغانستان و آمار تکاندهنده تصادفات جادهای؛ فاجعهای فراتر از ارقام
تصادفهای جادهای در افغانستان به بحرانی مرگبار تبدیل شده که هر سال جان هزاران نفر، بهویژه زنان و کودکان را میگیرد. جادههای ناایمن، رانندگی خطرناک و ضعف در اجرای قوانین ترافیکی، این کشور را با یکی از بالاترین آمار تلفات جادهای روبهرو کرده است.
بهاران لهیب
افغانستان -در افغانستان یکی از مشکلات جدی و مهم اجتماعی که سالانه جان هزاران نفر را میگیرد، تصادفهای موتر و سایر وسایل نقلیه است. این موضوع نه تنها از لحاظ انسانی فاجعهآمیز است، بلکه اثرات عمیق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز بر خانوادهها و جامعه دارد. افغانستان با داشتن جادههای ناایمن، رانندگی خطرناک و ضعف در قوانین ترافیکی، یکی از بالاترین نرخهای تصادف و تلفات جادهای را در جهان تجربه میکند.
آمارها نشان میدهند که طی ده ماه، بیش از ۱۶۰۰ نفر در اثر تصادفات جادهای در افغانستان کشته شدهاند و بیش از ۴۰۰۰ نفر دیگر مجروح شدهاند. در بین جان باختگان، حدود ۱۹۲ زن و ۴۴۷ کودک نیز دیده میشود که بیانگر خطر بسیار زیاد برای کسانی است که اغلب کمترین نقش را در رانندگی دارند اما بزرگترین قربانیان بیاحتیاطی و ضعف سیستم رانندگی هستند.
تصادفات در افغانستان در مقیاس سالانه بسیاری از کشورها بالا گزارش شده است؛ برای مثال گزارش «خامه پرس» نشان میدهد که بیش از ۴۲۷۸ تصادف مختلف رخ داده که منجر به ۲۰۰۱ مرگ و ۵۹۹۶ زخمی شده است از جمله زنان و کودکان که در این آمار حضور دارند.
در طول چند ماه در سال ۲۰۲۵، در جادههای پررفت و آمد مثل حوزه کابل قندهار بیش از ۲۹۵ حادثه رخ داد که ۵۰۴ نفر متضرر شدند. از این جمع، ۱۰ زن و ۲۷ کودک جان خود را از دست دادند و بسیاری دیگر، از جمله زنان و کودکان نیز زخمی شدند.
یکی از تلخترین نمونهها در سال ۲۰۲۵، تصادف مرگبار اتوبوس در هرات بود که در آن حداقل ۷۹ نفر کشته شدند و از این تعداد ۱۹ تا ۱۷ کودک بودند. این حادثه در پی برخورد اتوبوس با کامیون حامل سوخت و یک موتر دیگر رخ داد و آتشسوزی شدیدی به دنبال داشت که باعث بالا رفتن تلفات شد.
این آمارها نشان میدهد که تصادفات موتر در افغانستان بسیار گسترده و خونبار است و بررسی عوامل این وضعیت به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا خطر تصادف در این کشور اینقدر بالاست.
یکی از مهمترین دلایل بلند بودن آمار تصادفات در افغانستان، وضعیت نامناسب جادهها و زیرساختهاست. بخش زیادی از جادهها هنوز هم خاکی یا دارای آسفالت ضعیف هستند و فاقد علایم استاندارد ترافیکی اند. این جادهها در مناطق کوهستانی که بیشتر مسیرهای کشور را تشکیل میدهند، بسیار خطرناکاند.
عامل دیگر، سرعت زیاد رانندگان و بیتوجهی به قوانین راهنماییورانندگی است. بسیاری از رانندگان سرعت مجاز را رعایت نمیکنند، سبقتهای غیرایمن میگیرند و در شرایط نامناسب جوی نیز بدون احتیاط کافی حرکت میکنند.
ضعف در نظام صدور گواهینامه و آموزش رانندگی نیز یکی از عوامل اصلی است. در بسیاری از موارد، افراد بدون آموزش صحیح یا امتحان دقیق گواهینامه میگیرند و مهارت کافی برای رانندگی در جادههای سخت را ندارند. حالا از طرف اراده ترافیک طالبان هر رانندهای که دعا سفر را یاد داشته باشد جواز رانندگی اخذ میتواند.
نبود اجرای جدی قوانین ترافیکی، مانند استفاده از کمربند ایمنی و محدودیت سرعت، باعث شده تا رانندگان نسبت به خطرات رانندگی بیتوجه باشند. در افغانستان، حتی علایم ابتدایی ایمنی جادهها و نظارت مکانیزه بر رعایت قوانین بسیار کم است.
وجود وسایل نقلیه بیش از حد قدیمی و ناامن که استانداردهای ایمنی را ندارند نیز به شدت خطرناک است. این وسایل اغلب در جادههای ناهموار دچار نقص فنی میشوند و در صورت وقوع حادثه، سرنشینان به دلیل نبود تجهیزات ایمنی مانند کیسه هوا یا بدنهی مقاوم، صدمات جدی میبینند.
همچنین، بسیاری از رانندگان تحت تاثیر مواد مخدر یا خستگی شدید هستند، بهویژه در مسیرهای طولانی و بدون استراحتگاه مناسب. این موضوع احتمال وقوع خطای انسانی را به شدت افزایش میدهد.
عدم آگاهی عمومی درباره قوانین و خطرات رانندگی از دیگر دلایل است. مردم در بسیاری از مناطق هنوز اطلاعات کافی درباره رعایت قوانین ترافیکی ندارند و آموزشهای عمومی بسیار محدود است.
بسیاری از این تصادفات در جادههای کوهستانی و شلوغ رخ میدهد که نه تنها علایم کافی ندارند، بلکه شرایط فیزیکی مسیر نیز خطرناک است. در چنین شرایطی کوچکترین بیاحتیاطی میتواند منجر به فاجعه شود.
ضعف در سیستم نظارت و مدیریت ترافیک، مانند نبود دوربینهای کنترل سرعت یا سیستمهای هشداردهنده در مسیرهای خطرناک، از دیگر عوامل افزایش تصادفات است.
طبق گزارشها، جمعیت زیادی از قربانیان نیز زنان و کودکان هستند، چرا که هنگام سفرهای خانوادگی یا استفاده از وسایل حملونقل عمومی، بیش از مردان در معرض خطر قرار دارند.
در تصادفهایی مانند حادثه هرات، تعداد زیادی کودک و زن در میان جانباختگان بودند، که نشان میدهد این گروههای آسیبپذیر بیش از همه از ضعف سیستم ترافیکی آسیب میبینند.
به طور کلی، ترکیبی از عوامل انسانی، فنی و زیرساختی در ایجاد این بحران نقش دارد و تا زمانی که ایمنسازی جادهها، آموزش رانندگان و اجرای قوانین بهبود نیابد، آمار تصادفات و تلفات در افغانستان به همین صورت بالا باقی خواهد ماند.
این وضعیت نیازمند ارتقای آگاهی، بهبود زیرساختها و اعمال قوانین سختگیرانه، از تعداد جانباختگان ناشی از تصادفات در افغانستان کاسته شود.