موزیم ملی افغانستان؛ روایت یک گنجینه زخمی از تاریخ، جنگ و بنیادگرایی
موزیم ملی افغانستان، بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی کشور، طی دههها جنگ، غارت و تخریب ایدئولوژیک آسیبهای گستردهای دیده، اما همچنان بهعنوان نمادی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی افغانستان پابرجا مانده است.
بهاران لهیب
کابل- موزیم افغانستان که با نام رسمی «موزیم ملی افغانستان» شناخته میشود، یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی و تاریخی کشور است که نقش اساسی در حفظ هویت تاریخی و تمدنی افغانستان داشته است. این موزیم گنجینهای از آثار باستانی است که تاریخ چند هزارساله این سرزمین را بازتاب میدهد. موزیم ملی افغانستان در سال ۱۲۹۶ در زمان شاه امانالله خان تأسیس شد و در آغاز، آثار تاریخی در قصر باغ بالا نگهداری میشد، اما بعدها به ساختمان فعلی آن در منطقه دارالامان کابل انتقال یافت.
هدف از تاسیس این موزیم، جمعآوری، نگهداری و معرفی آثار باستانی کشفشده از سراسر افغانستان بود؛ آثاری که نشاندهنده تمدنهای باختر، کوشانی، یونانی باختری، ساسانی، بودایی و اسلامی هستند. در سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰، موزیم افغانستان به یکی از معتبرترین موزیمهای منطقه تبدیل شد و باستانشناسان افغان و خارجی حفریات گستردهای انجام دادند که نتیجه آن انتقال آثار ارزشمندی مانند مجسمهها، سکهها، ظروف سفالی، زیورات و نسخ خطی به موزیم بود. از جمله مشهورترین آثار این موزیم میتوان به آثار طلا تپه، مجسمههای بودایی، سکههای یونانی باختری و یافتههای آیخانم اشاره کرد که جایگاه ویژهای در تاریخ باستان جهان دارند. با آغاز جنگهای تنظیمی در سال ۱۳۷۰، وضعیت موزیم افغانستان به شدت بحرانی شد و این نهاد فرهنگی وارد یکی از تاریکترین دورههای تاریخ خود گردید. در سالهای حاکمیت گروههای جهادی، کابل به میدان جنگهای تنظیمی تبدیل شد و موزیم ملی افغانستان نیز از این درگیریها در امان نماند و ساختمان آن بارها هدف راکت و گلوله قرار گرفت. در نتیجه جنگ و جنایت نبود حکومت مقتدر، موزیم افغانستان بهطور گسترده چور و غارت شد و هزاران اثر تاریخی یا دزدیده شدند یا در بازارهای قاچاق بینالمللی فروخته شدند. برخی گروههای مسلح، بدون هیچگونه درک از ارزش فرهنگی آثار، ویترینهای موزیم را شکستند و اشیای تاریخی را به عنوان منبع درآمد جنگی استفاده کردند که این چور و تاراج، ضربهای جبران ناپذیر به میراث فرهنگی افغانستان وارد کرد. بخشهایی از ساختمان موزیم در اثر جنگ کاملا تخریب شد و بسیاری از آثار یا زیر آوار ماندند یا نابود گردیدند و اسناد، فهرستها و آرشیوهای علمی نیز از بین رفتند.
پس از تسلط طالبان در سال ۱۳۷۵، امید میرفت که دستکم از تخریب بیشتر جلوگیری شود، اما دوره نخست حاکمیت طالبان نیز برای موزیم افغانستان فاجعهبار بود. طالبان با تفسیر سختگیرانه و افراطی از دین، بسیاری از آثار هنری و تاریخی را «بت» و «حرام» دانستند و نگهداری آنها را خلاف باورهای خود تلقی کردند. در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ خورشیدی، طالبان دستور تخریب گسترده مجسمهها و آثار غیر اسلامی را صادر کردند و در داخل موزیم، تعداد زیادی از مجسمههای باستانی عمداً شکسته و نابود شد. کارمندان موزیم یا از کار برکنار شدند یا با تهدیدهای جدی روبهرو بودند و بسیاری از متخصصان مجبور به ترک کشور شدند، در نتیجه فعالیتهای علمی موزیم کاملا متوقف گردید. همزمان با تخریب مجسمههای بودای بامیان، موزیم ملی افغانستان نیز قربانی همان جنایت طالبان شد و بخشی از حافظه تاریخی کشور بهطور آگاهانه از میان رفت. با سقوط رژیم اول طالبان در سال ۱۳۸۰، تلاشهایی برای احیای موزیم افغانستان آغاز شد و دولت جدید همراه با نهادهای بینالمللی برای بازسازی ساختمان و بازگرداندن آثار همکاری کردند. برخی آثار غارتشده از طریق همکاری با یونسکو و کشورهای خارجی به افغانستان بازگردانده شد، اما بخش بزرگی از گنجینههای موزیم برای همیشه از دست رفت. موزیم ملی افغانستان امروز نمادی از رنج، مقاومت و امید است؛ نهادی که با وجود ویرانیهای گسترده، همچنان تلاش میکند روایتگر تاریخ و تمدن این سرزمین باشد. سرگذشت موزیم افغانستان نشان میدهد که جنگ و بنیادگرا نه تنها جان انسانها، بلکه حافظه تاریخی و فرهنگی ملتها را نیز نابود میکند و حفاظت از این موزیم در واقع حفاظت از هویت ملی و تاریخی مردم افغانستان است؛ هویتی که با وجود چور، تخریب و تاراج، همچنان زنده مانده و نیازمند حمایت آگاهانه نسلهای امروز و آینده است.
قابل ذکر است ما تلاش کردیم که اجازه پیدا کنیم به داخل موزیم برویم. اما متاسفانه همان قسمی که تمام اماکن تاریخ بروی زنان بسته است. موزیم جز آن میباشد. ولی زنان غیر افغان به عنوان توریست و گردشگر اجازه ورد پیدا میکنند.