سقوط سقفها بر سر کودکان غزه؛ بحران بیسرپناهی زنان سرپرست خانوار در «اردوگاه الایتام»
با قطع ناگهانی حمایتهای مالی و هزینههای اجاره زمین، دهها زن و کودک جنگزده ساکن شمال نوار غزه در آستانه تخلیه اجباری و بیسرپناهی مطلق قرار گرفتهاند
نغم کراجه
فلسطین- دهها زن و کودک ساکن در «اردوگاه الایتام» (یتیمان) در شمال نوار غزه، پس از قطع بودجه از سوی نهاد حامی اجارهبهای زمینِ اردوگاه، با خطر بیسقفشدن روبهرو شدهاند. این یعنی خانوادههایی که خانهها و عزیزانشان را در خودِ جنگ از دست دادهاند، حالا بدون توان مالی برای اجاره مکانی دیگر، در آستانه راندهشدن قرار دارند.
«اردوگاه الایتام» در شمال غزه، ویژه زنان خودسرپرست و بچههایشان است و دهها خانوادهای را در خود جای داده که پس از داغ همسر و ویرانی خانه به اینجا پناه آوردهاند. اجاره زمین چادرها را نهادی میپرداخت، اما قطع ناگهانی این حمایت، سرنوشت اردوگاه را در هالهای از ابهام برد و بارسنگینی بر دوش زنان گذاشت.
به گفته سهاد صالح، مادر پنجفرزند اهل بیتحانون در شمال غزه، اگر کسی اجاره را ندهد، حکم تخلیه جلوی پاست؛ نه جایگزینی برای سکونت دارند، نه درآمدی برای پرداخت هزینه.
سهاد ۹ ماه پیش، پس از ویرانی خانهاش و آوارگی از شمال غزه به این اردوگاه آمد تا سرپناهی برای بچهها دستوپا کند و آنها را از خطر خیابان دور نگه دارد. او میگوید: «۹ ماه است اینجا زندگی میکنم. زندگی جانفرساست؛ به خاطر موشها و جوندگان شبها خواب ندارم. موشها غذا، آب و لباس بچهها را نابود کردهاند و چیزی برایمان نمانده.»
اینجا برای او فقط یک چادر نبوده، بلکه آخرین سنگر نجات بعد از خانه خرابشدهاش است، اما بیپولیِ حامی، این را هم به باد فنا داده است: «ماهیانه اجاره میدهیم؛ قبلاً نهادی میداد که دیگر نمیدهد. اگر خودمان ندهیم، نفری/ماهی ۲۰۰ شیکل از ما میخواهند. این پول را از کجا بیاورم؟! به زور نان و آب بچهها را تأمین میکنیم»، و اشاره میکند که هر ۵ فرزندش سوءتغذیه دارند.
مسکن تنها دردشان نیست؛ زندگیشان بند به کمکهای اقلامی اردوگاه است و اگر نرسد، سفره خالی میماند. هجوم جوندگان هم قوز بالای قوز شده و باقیمانده آذوقه و پوشاک را تهدید میکند.
بر اساس آخرین آمار مرکز آمار فلسطین، ۲۲,۰۵۷ زن در غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ خودسرپرست شدهاند. این نهاد در گزارش ۸ مارس اعلام کرد سهم خانوارهای زنانسرپرستخانوار از ۱۲ درصد در ۹ ماهه نخست ۲۰۲۳ به حدود ۱۸ درصد در دوران جنگ جهش کرده است.
درد از دست دادن نان آور به کنار؛ بیپولی، آوارگی مکرر، گرانی نیازهای اولیه، ویرانی خانه و آب رفتن شبکههای حمایتی، زنان سرپرست خانوار را شکنندهتر کرده است. در داستان سهاد صالح، این سیاهیها یکجا جمع شدهاند: ۵ کودک سوءتغذیهزده، سرپناه در آستانه تخلیه و کمکهزینههای معلق.
بچههایی با داغ جنگ
سهاد میگوید کشتارها روح بچههایش را خطخطی کرده است: «بچههایم تروما دارند. پدربزرگ، مادربزرگ، عموها و پدرشان را کشتهشده جلو چشمشان دیدهاند. این تصویر از ذهنشان پاک نمیشود.»
با تداوم ترکشهای جنگ اسرائیل، بارِ دوش زنانِ خودسرپرست سنگینتر میشود؛ مادر باید هم مرهمِ زخمِ روانی بچهها باشد، هم نانآورِ بیآرامش، در حالی که خودش داغدارِ فقدان، آوارگی و فردای نامعلوم است.
اردوگاه در آستانه تخلیه
اگر اردوگاه تخلیه شود، تنها سهاد آواره نمیشود؛ دهها خانواده دیگر باید دنبال سرپناهی بگردند که توانِ مالیِ خریدنش را ندارند، در حالی که امنبودنِ سقف برای بچهها حیاتی است.
این وضعیت، زدنِ تیشه به ریشه «حق مسکن مناسب، غذا و تأمین اجتماعی» است. ماده ۱۱ میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میگوید هر انسانی حق سطح زندگی کافی (غذا، پوشاک، مسکن مناسب) را دارد. سازمان ملل هم تأکید میکند مسکن فقط «سقف روی سر» نیست؛ یعنی امنیت در برابر تخلیه زورکی، affordability (توان پرداخت) و استانداردهای سلامت و ایمنی.
میان سوءتغذیه، تروما، موشها و ترس از خیابان، خواسته سهاد صالح خلاصه میشود در یک خط: سرپناه امن، لقمهای نان برای بچهها، و زندگیای که هر بار راهِ نفسکشیدن بسته میشود، مجبور نباشد از نو آواره شود.