سایه تورم بر لقمه‌های نان و پنیر؛ روایتی از سوءتغذیه پنهان پشت نیمکت‌ها

افزایش لجام‌گسیخته قیمت‌ها زنگ تفریح مدارس را از فرصتی برای استراحت، به میدانی برای انعکاس تورم و اضطراب تبدیل کرده است. حالا تامین یک میان‌وعده ساده برای دانش‌آموزان، به یکی از سنگین‌ترین ردیف‌های هزینه‌ خانوارها بدل شده است.

ژوان شریف‌زاده

بوکان- صدای زنگ تفریح به گوش می‌رسد و دانش‌آموزان یکی یکی کلاس را ترک می‌کنند. بعضی از آن‌ها با دست پر از کلاس بیرون می‌آیند و برخی دیگر جلوی بوفه به صف می‌ایستند. صف بوفه برای بسیاری از آن‌ها جای دو دو تا، چهار تا کردن است، جایی که نشان می‌دهد زنگ تفریح در مدارس دیگر نه شادی، که باری از اضطراب به دنبال دارد.
بجز هزینه‌های لباس و نوشت‌افزار، هزینه خوراکی‌های مدرسه نیز در سال جاری به یکی از مخارج پرچالش خانواده‌ها  تبدیل شده است. این هزینه در تمام ماه‌های سال تحصیلی تکرار می‌شود و بخشی ثابت از درآمد ماهانه خانوار را به خود اختصاص می‌دهد.

 

حساب و کتاب یک زنگ تفریح؛ سهم میان‌وعده از سبد خانوار

بررسی میدانی در مدارس نشان می‌دهد که خرید یک خوراکی حداقلی به چالشی روزمره تبدیل شده است. با احتساب میانگین ۲۲ روز حضور در مدرسه، هزینه‌ی تغذیه برای سه زنگ تفریح ارقام نگران‌کننده‌ای بین ۱۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان را ثبت می‌کند.

قیمت ساده‌ترین کیک‌ها و بیسکویت‌های کارخانه‌ای دست‌کم از ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان آغاز می‌شود و برای خرید یک آبمیوه یا شیر کوچک نیز باید بیش از این مبلغ را پرداخت.

در کنار این، بهای ساندویچ‌های سرد در بوفه‌ برخی از مدارس به ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان و گاه بیشتر رسیده است.

با یک حساب سرانگشتی، هزینه ماهانه تغذیه تنها یک دانش‌آموز بین دو تا بیش از چهار میلیون تومان برآورد می‌شود؛ رقمی که در تناسب با پایه حقوق‌ها در سال ۱۴۰۵، فشار مضاعفی بر دهک‌های متوسط و پایین جامعه وارد می‌کند و با توجه به تورم‌ بطور‌ متوسط باید برای یک تغذیه سالم چیزی بیش از ۱۰ میلیون تومان ماهانه هزینه کرد.

 

بن‌بست قیمت‌گذاری و تعطیلی بوفه مدارس

نوسان مداوم قیمت خوراکی‌ها، دوام آوردن بوفه‌ها را، به‌ویژه در مناطق حاشیه‌ای و روستایی، عملاً ناممکن کرده است.

«کلثوم. ا» که تا چندی پیش مدیریت بوفه مدرسه‌ای در یکی از روستاهای بوکان را بر عهده داشت، از چرخه معیوب عرضه و تقاضا می‌گوید: «برای جلوگیری از ضرر مالی، ناچار بودم هر هفته قیمت‌ها را بالا ببرم، اما دانش‌آموزان توان پرداخت نداشتند. از طرفی، اجناس ارزان‌تر بازار، کیفیت بسیار پایینی داشتند و گاهی حتی کیک‌های کپک‌زده به دستمان می‌رسید. فروش ساندویچ سرد هم با این قیمت‌های جدید در یک مدرسه بدون مشتری مانده بود و چاره‌ای جز تعطیلی بوفه نداشتم.»

 

طرح «صبحانه سالم»؛ نمایشی از شکاف طبقاتی در کلاس درس

با تعطیلی تدریجی بوفه‌ها و ناتوانی در خرید روزانه، برخی مدارس به اجرای طرح‌هایی نظیر «صبحانه سالم» روی آورده‌اند تا شاید جایگزینی برای خوراکی‌های کارخانه‌ای پیدا کنند.

اما این راهکار نیز در عمل به صحنه‌ای برای عیان شدن فاصله‌های طبقاتی تبدیل شده است. «کمند. ب»، آموزگار دوره اول متوسطه، این چالش را این‌گونه روایت می‌کند: «در زنگ اول از دانش‌آموزان می‌خواهیم لقمه‌ای که از خانه آورده‌اند را بخورند. اما واقعیت تلخ این است که هنوز کودکانی روی نیمکت‌ها می‌نشینند که خانواده‌هایشان توان تامین روزانه همان لقمه ساده نان و پنیر یا تخم‌مرغ را هم ندارند.»

به گفته این معلم، در غیاب تحقق وعده‌هایی چون توزیع مستمر شیر رایگان از سوی دولتمردان، تفاوت تغذیه دانش‌آموزان در یک کلاس واحد به‌شدت به چشم می‌آید. این تفاوت بین مدارس حاشیه شهر و مناطق مرفه‌نشین فاحش‌تر است.

 

بار روانی گرانی؛ از شرمندگی والدین تا اضطراب نوجوانان

گروه خوراکی‌ها در سال‌های اخیر یکی از پرتورم‌ترین بخش‌های سبد مصرفی خانوار بوده است. ترکش‌های این بحران خاموش اما، تنها به جسم دانش‌آموزان اصابت نمی‌کند، بلکه روان خانواده را نیز نشانه رفته است.

تدارک میان‌وعده خانگی که پیش‌تر راهی برای مدیریت هزینه‌ها بود، حالا خود به یک چالش مالی تبدیل شده است.

«شیدا. م»، مادر یک دانش‌آموز دبیرستانی، می‌گوید: «آماده کردن ساندویچ، کیک خانگی یا حتی‌ میوه با تورم امروز، خرج زیادی روی دستمان می‌گذارد. نوجوان دوست دارد در مدرسه کنار دوستانش از بوفه خرید کند و ما هم تلاش می‌کنیم این پول را تامین کنیم، اما نتیجه این فشار مداوم، تجربه حس شرمندگی برای ما و اضطرابِ نداری برای فرزندمان است.»

آنچه که مشخص است این است که تداوم این وضعیت و حذف مواد مغذی از سبد دانش‌آموزان، دیگر صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه تهدیدی جدی برای سلامت جسمی و فرسایش روانی نسلی است که تاوان بحران‌های اقتصادی را در مهم‌ترین سال‌های رشد خود می‌پردازد.