سایه تعقیب و تهدید طالبان بر زندگی زنان در روستاهای پروان

نظارت بر رفت‌وآمد، ایجاد فضای رعب و دخالت در ابتدایی‌ترین امور زندگی، به بخشی از واقعیت روزمره زنان تبدیل شده است. برای تهیه گزارش از تجربیات نازنین و دخترانش به دیدار آنان رفتیم، اما خود نیز گرفتار تعقیب و تهدید طالبان شدیم.

بهاران لهیب

پروان- در روستاهای افغانستان، محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان تنها به محرومیت از آموزش و اشتغال خلاصه نمی‌شود؛ نظارت بر رفت‌وآمد، ایجاد فضای ترس و دخالت در ابتدایی‌ترین امور زندگی روزمره نیز به بخشی از واقعیت زندگی آنان تبدیل شده است. روایت زنان و دختران در یکی از روستاهای پروان نشان می‌دهد که چگونه ترس از تعقیب و گزارش‌دهی به طالبان، حتی رفت‌وآمد برای خرید نیازهای روزمره یا یادگیری یک حرفه را نیز دشوار ساخته است.

هنگامی که به یکی از قریه‌های ولایت پروان وارد شدیم و به منزل نازنین ضیا نزدیک می‌شدیم، با گروهی از طالبان مواجه شدیم که در اطراف منطقه گشت‌زنی می‌کردند. پس از ورود ما به منزل نازنین، طالبان از همسر او درباره حضور ما پرسش‌های متعددی مطرح کرده بودند؛ اما همسر نازنین در پاسخ گفتن تفره رفته بود: «با این مشخصاتی که شما می‌دهید، من هم چنین زنانی را ندیده‌ام.»
در مسیر راه، برای پیدا کردن نشانی منزل، از چند مرد دهقان که در زمین‌های زراعتی خود مشغول کار بودند، آدرس پرسیده بودیم. هنگامی که همسر نازنین با پرسش‌های طالبان مواجه شد، درباره جریان ماجرا از ما پرسید. ما نیز توضیح دادیم که نشانی منزل را پیدا نکرده بودیم و به همین دلیل از چند مرد دهقان آدرس پرسیده بودیم.
همسر نازنین پس از پرسیدن مشخصات و چهره مردانی که از آنان آدرس گرفته بودیم، با شنیدن توضیحات ما گفت: «مردی محسن که شما از او آدرس پرسیده‌اید، یکی از جاسوسان طالبان است که ماهانه از آنان حقوق دریافت می‌کند. او رفت‌وآمد همه مردم، به‌ویژه زنان را زیر نظر دارد و بررسی می‌کند که زنان به کجا می‌روند، در کدام خانه‌ها کورس آموزشی یا نشست‌های زنانه برگزار می‌شود. کار او تعقیب زنان و دختران و گزارش‌دادن رفت‌وآمد آنان به طالبان است. طالبان نیز به بهانه بدحجابی و مسایل اخلاقی، زنان را بازداشت می‌کنند.»
چند ساعت بعد، هنگامی که وضعیت منطقه تا اندازه‌ای آرام‌تر شد، با نازنین درباره چنین رویدادهایی صحبت کردیم. او در جریان گفت‌وگو، تجربه‌ای را نیز درباره برخورد طالبان با زنان در محل کسب‌وکار همسرش روایت کرد.

 نازنین گفت: «همسرم در نزدیکی خانه ما دکان مواد خوراکی و سایر نیازمندی‌های مردم قریه را دارد. چند روز پیش، من، همسر برادر شوهرم و زن محسن از قریه ما برای خرید نیازهای خانه به دکان رفته بودیم. همین مرد محسن که درباره حضور شما به طالبان گزارش داده بود، حضور ما را نیز به آنان اطلاع داده بود. ما متوجه موضوع نشده بودیم که لحظاتی بعد طالبان به دکان رسیدند. چون منزل من و همسر برادر شوهرم نزدیک بود، به سرعت وارد منزل خود شدیم؛ اما طالبان همسرم و زن محسن را ساعت‌ها مورد بازخواست قرار دادند که چرا آن زن به دکان آمده است. آنان با استفاده از الفاظ رکیک، این دو نفر را ساعت‌ها در داخل دکان نگه داشتند. سرانجام، پسر زن محسن که از وضعیت مادرش نگران شده بود، برای پیگیری موضوع به دکان آمد. طالبان به‌محض دیدن او، با لگد و مشت تهدیدش کردند و هشدار دادند که دیگر اجازه ندهد مادرش برای خرید به دکان مردان برود.»
نازنین سه دختر جوان دارد که هر سه از ادامه تحصیل محروم مانده‌اند. با وجود این، آنان هنوز برای فراگیری حرفه و کسب مهارت تلاش می‌کنند. در حال حاضر، هر سه دختر به نوبت برای یادگیری حرفه آرایشگری نزد زنی می‌روند که این مهارت را آموزش می‌دهد.
دختران نازنین گفتند که بارها هنگام رفت‌وآمد برای یادگیری این حرفه تحت تعقیب قرار گرفته‌اند و در برخی موارد، ناچار شده‌اند مسیر خود را تغییر دهند و به خانه بازگردند. آنان تاکید داشتند که تنها زنان خانواده‌شان با چنین وضعیتی روبه‌رو نیستند، بلکه زنان بسیاری در منطقه نیز از تجربه‌های مشابه شکایت دارند.


 


        
مینه ضیا، دختر بزرگ نازنین، در این باره گفت: «یکی از روزها که برای رفتن به محل آموزش آرایشگری از خانه بیرون شده بودم، متوجه شدم همین مرد محسن، برای مدت طولانی من و خواهرم را تعقیب می‌کند. برای این‌که او را گمراه کنیم، به بازار رفتیم و ساعت‌ها از یک دکان به دکان دیگر سر زدیم. بازار محل ما دکان‌های محدودی دارد؛ با این حال، هرچه تلاش کردیم، نتوانستیم از تعقیب او در امان بمانیم. سرانجام مجبور شدیم به خانه برگردیم. این اتفاق بارها تکرار شده است. با وجود این، هنوز متوجه نشده‌اند که ما برای یادگیری حرفه آرایشگری از خانه بیرون می‌شویم.»
روایت نازنین و دخترانش تنها نمونه‌ای از وضعیت دشواری است که زنان در بخش‌های مختلف افغانستان با آن روبه‌رو هستند. فضای ترس و نظارت، دامنه محدودیت‌ها را از مراکز آموزشی و محیط‌های کاری فراتر برده و حتی رفت‌وآمدهای عادی زنان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با این همه، زنان با وجود فشارها و موانع موجود، همچنان راه‌هایی برای آموختن، کسب مهارت و ادامه تلاش‌های خود جست‌وجو می‌کنند.