ادامه قتل زنان در افغانستان؛ از فرشته عماد تا اعتراف‌های اجباری زیر حاکمیت طالبان

فرشته عماد، یکی از زنانی بود که چند روز پیش در منطقه خیرخانه کابل بر اثر شلیک گلوله به قتل رسید. طالبان، مانند موارد مشابه گذشته، همسر فرشته را وادار به اعتراف اجباری کردند تا این قتل را خودکشی جلوه دهد.

بهاران لهیب  

 

کابل- حاکمیت طالبان، قتل، ناپدیدسازی، مجبور ساختن زنان به خودکشی و سرکوب آنان را به تدریج به بخشی از فرهنگ حاکم بر جامعه افغانستان تبدیل کرده‌اند. در نزدیک به پنج سال حاکمیت طالبان، این روند با وضع قوانین زن‌ستیزانه بیش از پیش شدت یافته است.
زنان در گوشه و کنار افغانستان به گونه مستقیم یا غیرمستقیم قربانی خشونت و سرکوب طالبان می‌شوند و در بسیاری موارد جان خود را از دست می‌دهند. پس از آن نیز خانواده‌های آنان برای پنهان کردن واقعیت، تحت فشار قرار افراد طالبان می‌گیرند تا قتل را خودکشی عنوان کنند. پس از حورا سادات و حسنا سادات، این بار نوبت فرشته عماد کارمند صدق جمعیت سازمان ملل در افغانستان بود که به گفته منابع محلی بر اثر شلیک گلوله جان باخت. با این حال، همسر او، ویس عماد، مجبور ساخته شد اعلام کند که همسرش به دلیل فشارهای روانی ناشی از مشکلات خانوادگی دست به خودکشی زده است.

برای دریافت جزئیات بیشتر، به منطقه‌ای که فرشته در آن به قتل رسیده بود رفتیم. شماری از باشندگان محل تایید می‌کردند که او بر اثر شلیک گلوله در ۱۵ جواز ۱۴۰۵ کشته شده است، اما از ارایه جزئیات بیشتر خودداری می‌کردند؛ به ویژه پس از آن‌ که همسر وی مجبور به اعتراف اجباری شد.

در همین رابطه با مسعوده علیزاده، یکی از زنان معترض که در ولایت بلخ زندگی می‌کند، درباره قتل‌های سیستماتیک زنان در دوران حاکمیت طالبان و افزایش این رویدادها در دو ماه اخیر گفت‌وگو کردیم.

او به ما گفت: «هر بار که از طریق رسانه‌های اجتماعی از قتل زنان افغانستان آگاه می‌شوم، شوکه می‌شوم. همواره این پرسش در ذهنم ایجاد می‌شود که این زنان به چه جرمی کشته می‌شوند؟»

اشک از چشمان مسعوده جاری می‌شود. او با صدایی گرفته و آمیخته با بغض ادامه می‌دهد: «جرم ما فقط زن بودن است. اگر باسواد و آگاه باشیم، به قتل می‌رسیم تا مبادا در برابر حکومت خودکامه طالبان ایستادگی کنیم. اگر بی‌سواد باشیم، برای خاموش ساختن بیشتر ما، خشونت‌های خانوادگی بر ما تحمیل می‌شود؛ زنده زنده سوزانده می‌شویم یا به خودکشی وادار می‌شویم. پس از کشته شدن نیز همواره گفته می‌شود که مشکل روانی داشته‌ایم؛ یعنی عامل مرگ خود ما بوده‌ایم.»

او می‌افزاید: «اگر همرزمان و همفکران ما صدای اعتراض بلند کنند، آنان را به بد‌اخلاقی و فساد متهم می‌کنند تا صدای شان خاموش شود.»

مسعوده علیزاده در پایان می‌گوید: «تا زمانی که طالبان و حامیان آنان بر افغانستان حاکم باشند، فرشته‌های بسیاری جان خود را از دست خواهند داد و در نهایت برای نجات عاملان این جنایت‌ها، قربانیان را دیوانه یا دارای مشکلات روانی معرفی خواهند کرد. از تمام زنان و مردان آگاه جامعه می‌خواهم صدای خود را بلند کنند و در کنار یکدیگر برای رهایی از بند بنیادگرایی، چه از نوع طالبی و چه جهادی، تلاش نمایند. در غیر آن، شرایطی حتی بدتر از امروز را تجربه خواهیم کرد.»